اين وقت هلاكى را ياد نخواهيد آورد و اين حادثه از خاطر شمايان فراموش خواهد شد .
پس مراد از « علّتين » علّت ارتكاب معصيت و علّت فراموشى احسان حق است كه از غرق دريا خلاصى بخشيد .
رفتن هر دو خصم پيش داود عليه السلام
[ 2353 ]
در الَسْت آن كاو چنين خوابى نديد * اندرين دنيا نشد بنده [ و ] مُريد
[ 2354 ]
ور بشد اندر تردّد صددِله * يك زمان شكرىسْتش سالى گِله
يعنى : هر « 1 » كه در روز الست اينچنين خواب بشارت نديد كه از روز الست مرتبهء يقين را نرسيد ،
/ A 27 /
پس آنكس در اين دنيا - كه دار محنت و بلا است - بنده و تابع ارادهء مريد - كه عبارت از ذات حق است - نگرديد و ارادهء آن مريد به رضا و تسليم نگزيد و اگر بالفرض و التقدير بنده مريد گرديد ، با تردّد و با شكّ گرديد كه در وقتى شكر خدا گفت و آن بلا پذيرفت و ليكن سالها در شكوه و « 2 » شكايت آن بلا غرق و مبتلا گشت . چرا كه در اختيار آن بلاخاطر آن بلابين بىيقين است و قدم آن بلاگزين در اين بلا بىتمكين است و ندانست كه بلا را حق تعالى نمىگمارد « 3 » مگر بر اولياى خويش « أشدّ البلاء على الأنبياء « 4 » ثمّ على الأولياء ثمّ الأمثل فالأمثل . » 147
عزيزى گفته است كه چندين سال مبتلا به بلائى « 5 » بودم و ليكن هرگز « ربّ مسّنى الضرّ و أنت أرحم الرّاحمين » اظهار ننمودهام . پس بلاى اين جهان عين كرم حق است . پس به بلا شاكر و راضى بايد بود و ليكن طلب و تقاضا نبايد نمود .
هامش
( 1 ) . س : - هر .
( 2 ) . س : - و .
( 3 ) . س : + و .
( 4 ) . س : انبياء .
( 5 ) . س : بلا .