شقّ قمر و سخن گفتن سنگريزه در دست آن ابو لهب و غير آن ، چرا ابو لهب منكر نبوّت ماست ! و ابو لهب در اتيان « 1 » اين قسم معجزات كه از طاقت بشرى بيرون بود نيز در تعجّب بود و لهذا گاهى « 2 » به جادو « 3 » و سحر نسبت مىكرد و گاهى به جنون نسبت مىكرد ؛ و ليكن در تعجّب محمّد رسول اللّه و در تعجّب ابو لهب فرقى است بسيار و تفاوتى است بىشمار كه تعجّب ابو لهب از ديدن معجزات بر قدرت و بر دستگاهى آن پيغمبر بود و تعجّب محمّد رسول اللّه بر گمراهى
/ A 07 /
آن ابو لهب بود كه باوجود ظهور چندين معجزات منكر رسالت ماست !
[ 2062 ]
گفتم از سوى حقايق بشگفيد * چون ز اسم و حرف رسمى واقفايد
اين سخن چون آمد از من در خطاب * آن شهان در حال گفتندم جواب
سؤال شيخ دقوقى اين بود كه اگر از حقايق و ماهيّت اشيا شگفته و واقف هستيد ، گنجايش دارد كه به صفاى باطن وقوف شمايان بر معانى شده باشد و بىتعلّم و اكتساب آن معانى و حقايق بر خاطر شمايان جلوهگر بوده باشد ؛ امّا بر اسما و حروف كه علم و فهم آن اسما و حروف موقوف بر تعلّم و اكتساب است - چرا كه الفاظ و حروف ، مصطلح و مسموع و قراردادهء « 4 » اهل لغت و موضوعاند - چگونه واقف و مطّلع گشتيد كه نام ما را يكايك گرفتيد ؟ !
جواب آن سؤال اين است كه هركه بر اسرار و معانى وقوف يافت ، نزديك او وقوف الفاظ چه دشوار است كه آيينهء خاطر او مهبط اوصاف « 5 » است « 6 » و مطرح معانى « 7 » الفاظ است .
[ 2073 ]
هم در آن ساعت ز ساعت رَست جان * زانكه ساعت پير گرداند جوان
هامش
( 1 ) . س : اتينان .
( 2 ) . س : + تهمت .
( 3 ) . ش : جادوئى .
( 4 ) . ش : قرارداد .
( 5 ) . س : وصاف .
( 6 ) . س : - است .
( 7 ) . ش : + و .