شكايت استر پيش اشتر 144
[ 1759 ]
جذبِ اجزا روح را تعليم كرد * چون نداند جذبِ « 1 » اجزا شاهِ فرد
يعنى : جذب اجزايى كه عبارت از محافظت آن اجزاست از افتادن و بر جاى خويش ثابت و قائم ماندن ، چون جنين « 2 » را حق - سبحانه تعالى « 3 » - قدرت داده است كه از شكم مادر تا نه ماه بلكه تا دونيم سال كه اكثر مدّت بقاى اين جنين در شكم است نمىافتد و اجزاى خويش را از افتادن نگاه
/ B 86 /
مىدارد . پس جاندار كامل و استوار را به طريق اولى داده باشد . پس نه افتادن اشتر به روى زمين به سبب جذب « 4 » اجزاى آن اشتر است كه حق تعالى او را « 5 » عطا فرموده است و استر را از آن قوّت و قدرت محروم داشته است كه استر قوّت « 6 » حافظه و ماسكه « 7 » ندارد و همچنين از جنين تا چهلساله را اين قدرت و تصرّف حق تعالى داده است تا بر مركز نشو و نما قائماند .
[ 1760 ]
جامعِ اين ذرّهها « 8 » خورشيد بود * بىغذا اجزات را تاند ربود
يعنى : جامع و جاذب اين ذرّههاى « 9 » ممكنات و اجزاى موجودات را خورشيد حقيقى عالم وجود و اقليم هستى و بود ، بىاحتياج غذا ، به سوى شهرستان حشر و نشر مىتواند ربود و بر عرصهء قيامت محشور و مبعوث تواند وانمود .
أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
مثبت اين بيان است .
عذر گفتن شيخ بهر ناگريستن بر [ مرگ ] فرزندان 145
[ 1822 ]
خلق اندر خواب مىبينندشان * من به بيدارى همىبينم عيان
[ 1823 ]
زين جهان خود را دَمى پنهان كنم * برگِ حس را از درخت افشان كنم
هامش
( 1 ) . س : جزب .
( 2 ) . س : + و چه .
( 3 ) . ش : سبحانه و تعالى .
( 4 ) . س : جزب .
( 5 ) . س : حق تعالى امدا .
( 6 ) . س : + حفظ .
( 7 ) . س : باسكه .
( 8 ) . ش : ذرها .
( 9 ) . ش : ذرهاى .