تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
[ 1509 ]
باقيان زين دو گمانى مىبرند * سوى لانهء خود به يك پر مىپرند
يعنى : ميان قهر و لطف فرقى است بسيار و ليكن امتياز در ميان اين هر دو مشكل و دشوار است كه كدام لطف است و كدام قهر .
عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ .
پس امتياز از ميان خير و شرّ بدان جهت برخاسته است كه قهر در خير پنهان شده است يا كه لطف در قهر كتمان گشته است . گاهى نور در صورت نار ظاهر شده إنّى أنا اللّه لا إله إلّا أنا مىبرآيد و گاهى قهر را در لطف پنهان گشته ، آواز
لَنْ تَرانِي
مىسرايد و واعدنا موسى لميقاتنا تا آخر آيه كه « 1 » نازل شده بود ، ميعاد انزال احكام شريعت براى حضرت موسى بود و اين لطف بود كه در اين لطف عتاب
لَنْ تَرانِي
پنهان بود و لهذا
تُبْتُ إِلَيْكَ
اظهار نمود .
در بيان آنكه تن روح را چون لباسى است
/ A 76 /
[ 1611 ]
روح را توحيدِ « 2 » اللّه خوش‌تر است * غيرِ ظاهر دست و پايى ديگر است
يعنى : وحدت روح همچو وحدت حق است ، چنانچه حق سبحانه را دست است كه آن دست غير اين دست ظاهرى است و استوا و نشست است كه غير اين استوا و نشست ظاهرى است ؛ همچنين سمع و بصر و ساير صفات مر روح را ثابت و مقرّرند ، امّا نه اين صفات كه در ذات مخلوقات ثابت‌اند . پس توحيد روح همچو توحيد اللّه خوش‌تر است ؛ و در واحد گفتن آن روح را آن چيزها معتبرند كه در واحد گفتن اللّه را معتبرند .

كرامات شيخ اقطع و زنبيل بافتن او 141

[ 1703 ]
چون بُريده شد براى حلق دست * مرد زاهد را درِ شِكْوه ببست اين‌چنين باشد چو يك در بسته شد * صد درى ديگر بر او اشكسته شد
هامش
( 1 ) . س : - كه . ( 2 ) . س : حيد .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 158 | على اوجبى / محمد نعيم