افسانه قرار دادهاند ، چنانچه يهود و نصارا احوال انبياى سابق كه در تورات و انجيل واقع « 1 » شده بود ، حكايت و افسانهء موسى و عيسى قرار داده بودند .
جمع آمدن ساحران از مداين
[ 1251 ]
ذكرِ موسى بندِ « 2 » خاطرها شدست * كِاين حكايتهاست كه پيشين بُدست
[ 1252 ]
ذكرِ موسى بهر روپوش است و ليك * نورِ موسى نقدِ توست اى يارِ نيك
يعنى : ذكر موسى بند و حجاب خاطرهاى مردم شده است از فهميدن آن موسى كه در ذات تو موجود است و ليكن براى روپوش ديگران موسى كه در زمان ماضى بود در ميان آورده شد و اگر نه موسى و فرعون در ذات تو موجودند .
[ 1254 ]
تا قيامت هست از موسى نِتاج * نور ديگر نيست ديگر شد سراج
[ 1255 ]
اين سفالين اين فتيلهء ديگر است * ليك نورش نيست ديگر ز ان سر است
حاصل از اين ابيات آن است كه در اين « 3 » زمان هم عين آن موسى موجود است يا به اعتبار آنكه « 4 » ارواح
/ B 46 /
انبيا و اوليا يك ذات و واحدند كه در روحهاى ايشان وحدت است . پس آن موسى كه در اين زمان موجود است ، همان موسى است كه در زمان فرعون بوده است و ليكن به اعتبار جسم « 5 » و صورت دويى نمودار مىگردد يا به اعتبار آنكه روح آن موسى در مكمن بطون مخفى و متوارى شده ، در اين زمان بر منصّهء ظهور جلوهگر گشته است .
اختلاف كردن آن جماعت در چگونگى شكل پيل 138
[ 1269 ]
چشمِ حس همچون كفِ دست است و بس * نيست كف را بر همهء او دسترس
هامش
( 1 ) . س : واقعه .
( 2 ) . س : بنده .
( 3 ) . ش : - اين .
( 4 ) . س : + از .
( 5 ) . س : چشم .