تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
[ 1149 ]
اين حكايت نيست پيشِ مردِ كار * وصفِ حال است و حضورِ يارِ غار
اين بيت اضراب « 1 » است از بيت اوّل . يعنى : حكايت و افسانهء موسى و ساير انبيا و اوليا كه گذشته‌اند ، حكايت و افسانه نيست . چرا كه افسانه و حكايت عبارت است از بيان احوال ماضى ؛ و نزديك مرد كار و پيش اولى الابصار آنچه در زمان « 2 » ماضى است ، در حال موجود است . چرا كه علم او علم حضورى است . [ 1151 ]
آن اساطير اوّلين كه گفت عاق * حرفِ قرآن را بُد آثارِ نفاق
پوشيده نماند كه اين مقوله كه قرآن مجيد
« أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ »
است ، مقولهء كافران است ، نه « 3 » مقولهء منافقان و
يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
اطلاق نفاق بر كفر بر طريق مجاز نيز نامده است مگر آنكه گفته شود كه اثر نفاق است به اعتبار انبياى سابق مانند حضرت موسى و عيسى ، نه به اعتبار پيغامبر ما - عليه الصلاة و السلام - يعنى آن عاق و منكر موسى و عيسى كه عبارت از يهود و نصارا باشد اگرچه از روى ظاهر مقرّ حقّيت كتب ما مضى - كه عبارت از تورات و انجيل است - بودند و از روى ظاهر نبوّت موسى و عيسى را اعتراف مىنمودند و ليكن از روى باطن منكر اين‌ها بودند . چرا كه كلام خدا را كه بر انبيا
/ A 46 /
نازل شده بود ، حكايت و افسانهء انبيا را مىگفتند كه
إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
و افسانه عبارت است از تحصيل مجهول به طريق تعلّم و اكتساب ؛ و علم بارى از لوث تعلّم و اكتساب منزّه و عارى است . چرا كه علم بارى حضورى است كه ماضى و مستقبل نزديك بارى تعالى بالفعل و حال است . پس گويندهء مثنوى را كه « 4 » حكايت و افسانه‌هاى قرآن است نيز منافق و عاق است و اين « 5 » است و اين مقوله نيز اثر نفاق است از پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلّم - چرا كه احوال انبيا كه منقول از قرآن است ، حكايت و
هامش
( 1 ) . س : احزاب . ( 2 ) . س : زبان . ( 3 ) . س : - نه . ( 4 ) . س : - كه . ( 5 ) . س : - است و اين .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 152 | على اوجبى / محمد نعيم