تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
عبارت از عقل اولياء اللّه است ، پاى همّت در ويرانى تن و خرابى بدن چنان محكم كردند و چنان فناى وجود خويش و بقاى وجود حق تعالى متحقّق نمودند كه گنج حضور عرفان حق دائم و « 1 » مستمرّ و آشكار « 2 » است . پس ريب « 3 » فنون و فريب دانش و علوم دست تطاول بر آن عقل كلّى دراز نتواند كرد تا گنج عرفان بر آن عقل كلّى مخفى و مستور گردد و به بىمعرفتى منسوب شود . [ 1148 ]
من عدم افسانه كردم در حنين * تا تقلّب « 4 » يابم اندر ساجدين
يعنى : من حكايت و افسانهء آن جماعت كردم كه آنها « 5 » معدوم‌اند تا از اين افسانه و حكايت كردن ايشان من ثواب تفحّص و تردّد يابم و بدان تفحّص و تردّد ، محمود و ستوده گردم . و اين بيت موافق « 6 » مضمون آيهء كريمه است :
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ
« 7 »
الرَّحِيمِ الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ وَ تَقَلُّبَكَ
« 8 »
فِي
« 9 »
السَّاجِدِينَ
يعنى « توكّل بكن تو اى محمّد ! بر خدايى « 10 » كه متردّد مىگرداند تو را در تفحّص كردن تو حال آن جماعت را كه در نماز ساجدند » و آن‌چنان « 11 » بود كه از « 12 » وجوب نماز تهجّد منسوخ شده بود ؛ پيغمبر خدا با ياران خويش
/ B 36 /
خبر كرد كه از « 13 » امروز وجوب نماز تهجّد منسوخ شد . چون ياران در خانه‌هاى خويش رفتند ، بر روش اوّل نماز تهجّد را بر پاى داشتند . پيغمبر خدا براى تفحّص حال ايشان شبى در خانه‌هاى ياران عبور فرمودند . ياران را ديدند كه بر نهج قديم « 14 » نماز و قيام شب را بر پاى داشته‌اند . حق تعالى به سبب تفحّص كردن حال ياران ، پيغمبر خدا را به ستايش و ثنا ياد فرمودند .
هامش
( 1 ) . س : - و . ( 2 ) . س : آشكارا . ( 3 ) . س : زيب . ( 4 ) . س : تقلت . ( 5 ) . س : آنهان . ( 6 ) . س : به . ( 7 ) . س : + العليم . ( 8 ) . س : يقلبك . ( 9 ) . س : من . ( 10 ) . س : به . ( 11 ) . س : جهان . ( 12 ) . س : - از . ( 13 ) . س : - از . ( 14 ) . س : قويم .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 151 | على اوجبى / محمد نعيم