تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
وقت بازگشتن موجب مقدّم شدن است . پس آن لنگى براى آخر كار معتبر است كه اگرچه آن بز لنگ به صورت پس‌تر است و ليكن به معنى پيشتر است كه در وقت بازگشتن بر همهء بزها مقدّم و سرور است .
حكم چون بر عاقبت‌انديشى است * پادشاهى بندهء درويشى است
همين معنى دارد كه هركه به صورت درويش است ، او به معنى توانگر است و هركه به ظاهر عاجز است ، او به معنى غالب و قادر است .

مهلت دادن موسى - عليه السلام - فرعون را تا « 1 » ساحران را جمع كند

[ 1135 ]
خاطر آرد بس شِكال اينجا وليك * بگْسلد اشكال را استورِ نيك
ورود اشكال غالبا بدين منوال باشد كه بسا مردم‌اند كه محلّى به حيلهء دانش و فنون و مجلّى به انوار فقاهت و علوم و مشهورتر از آفتاب‌اند « 2 » باوجود كمال شهرت خزاين اسرار و « 3 » دفاين انوار معرفت حق در شهرستان وجود ايشان مملوّ و موجود است و مار جهالت و حجاب از ذات با بركات ايشان معدوم و مفقود است . پس باوجود كمال اشتهار « 4 » و تمام اعتبار عارف و صاحب كمال بودند ، جواب با صواب را اوّلا به عالم غيب حواله نموده ، در ضمن احوال مخاطب به « 5 » طريق اشاره و كنايه ايراد فرموده‌اند كه عقل مردم دو قسم است : عقل كلّى و عقل جزئى ؛ و عقل كلّى بر عقل جزئى به سبب كدورت
/ A 36 /
مشاغل دانشورى و به سبب پاسدارى « 6 » مراسم جاه و سرورى گنج عرفان حق پنهان مىشود و به سبب عدم مشاغل در آن امور دنيوى گاه آشكارا و پيدا مىگردد ؛ و عقل كلّى كه چهار ديوار دانش و هنر و شش جهات ايوان زيب و فرّ بر هم زده است ، گنج عرفان و خزاين ايقان هميشه بر عزّ حضور و بر عرصهء معروض است . چرا كه آن عقل كلّى كه
هامش
( 1 ) . س : - تا . ( 2 ) . س : آفتاب آمد . ( 3 ) . س : + دقايق و . ( 4 ) . س : اشتهاز . ( 5 ) . س : نه . ( 6 ) . س : پاداش دارى .