از روى معنى و از روى حقيقت از نيل مقصود پستر است . چرا كه ثمرهء علم كه عمل و تهذيب اخلاق و تصفيهء نفس به رياضت شاقّه و تزكيهء او به فقر و فاقه بجاى نياورده « 1 » ، دانش محض را منتج سعادت اخروى انگاشته ، تخمى كه مثمر سعادت اخروى باشد نكاشته ، در مرتع دنيا و چراگاه اين مزرعهء فنا گرفتار و نگونسار است . پس آنكس در اين صورت مانند بز سايم است كه در مرتع و چراگاه خويش مقدّم باشد « 2 » . پس آن بز سايم در وقت بازگشتن از همهء بزها پستر خواهد ماند و آن پيشآهنگى و پيشقدمى او را « 3 » در كوى پسآهنگى و پسقدمى خواهد نشاند و از همهء بزها پستر « 4 » خواهد ماند ، چنانچه بعد از اين مىفرمايند .
[ 1118 ]
راجعون گفت 137 و رجوع زينسان بوَد * كه گله برگردد و خانه رود
[ 1119 ]
چونكه برگرديد گلّه از ورود * پس فتد آن بُز كه پيشآهنگ بود
[ 1120 ]
پيش افتد آن بُزى لنگى پسين * أضحك الرّجعى وجوه « 5 » العابسين
« عبس » روى ترش كردن .
يعنى : چون آن پسين و پسمانده كه لنگ است در وقت بازگشتش از آب و خور « 6 » پيشآهنگ جميع بزها شده است ، در خنده مىآرد ترشرويان را كه به سبب پس ماندن آن بز لنگ همهء بزها ترشروى و غمناك بودند .
[ 1127 ]
پس مجو پيشى ازين سر ، لنگ باش * وقتِ واگشتن تو پيش / B 26 / آهنگ باش
يعنى : اين قسم پيشى كه از دانش و « 7 » علوم پيدا شده است ، اختيار مكن و از آن دانش دل را بركن كه از اين پيشى و پيشآهنگى پس روى ؛ و لنگى « 8 » بهتر است كه آن لنگى « 9 » در
هامش
( 1 ) . ش : نهآورده .
( 2 ) . س : نباشد .
( 3 ) . س : - را .
( 4 ) . س : پيشتر .
( 5 ) . س : اضحك الوخفي وجود .
( 6 ) . ش : آبخور .
( 7 ) . س : - و .
( 8 ) . س : لنگ .
( 9 ) . س : لنگ .