[ 2972 ]
تا ببيند طعمِ شير مادرش * تا فرونايد « 1 » به دايه بد « 2 » سرش
يعنى : تا فرق بكند آن روح در روز ديگر در ميان شير مادر و مربّى كه شير مربّى و مرشد ديگر است و شير مضلّ و طالب اجرت دنياوى ديگر است .
شرح فايدهء حكايت آن شخص اشتر جوينده « 3 » 116
/ B 25 /
[ 2973 ]
اشتُرى گم كردهاى اى مُعتمَد ! * هركسى ز اشتُر نشانى مىدهد
مراد از « اشتر » حقايق و معارف الهىاند كه طالب راه در جستوجوى آن مطالب است ؛ و از هر نيك و بد در تفحّص آن مآرب است ؛ و در اين طلب خود « 4 » جهد تمام دارد ؛ و آنكه طالب نيست ، آنكس نيز خود را در لباس طالبان ملتبس ساخته ، خود را طالب قرار داده است و آنچه طالب صادق مىگويد ، اين مقلّد نيز به تقليد مىگويد تا مردم بدانند كه اين نيز طالب است ، و ليكن در اين معامله نه طالبى « 5 » است و نه راغب ، و ليكن حق تعالى نور اين طالب صادق بر دل او پرتو انداخت كه آن « 6 » مقلّد نيز خود را طالب يافت و تقليد او مبدّل به تحقيق گشت . مراد اين است كه بسا باشد كه اهل گفتوگو « 7 » و مقلّد كه غير از گفتوگو ايشان را مقصدى « 8 » نمىباشد ، به بركت صحبت طالبان صادق « 9 » طالب إله مىگردند .
حكايت هندو كه با يار « 10 » خود « 11 » جنگ مىكرد بر كارى و خود خبر نداشت كه او هم بدان مبتلاست « 12 » 117
[ 3034 ]
اى خُنُك جانى كه عيبِ خويش ديد * هركه عيبى گفت ، آن بر خود خريد
هامش
( 1 ) . ش : نه آيد .
( 2 ) . س : بر .
( 3 ) . ش : شتر جوانيدن .
( 4 ) . ش : جد و .
( 5 ) . ش : طالب .
( 6 ) . س : - آن .
( 7 ) . ش : - و گو .
( 8 ) . س : مقصد .
( 9 ) . س : - صادق .
( 10 ) . ش : ياران .
( 11 ) . س : - خود .
( 12 ) . س : - مىكرد . . . مبتلاست .