تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
جهان مسلمان شود و عمل صالح كند ؛ و اين خلاف جميع ملل و نحل است .
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ / A 15 / آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً
دالّ است بر اينكه كسب مختصّ است در اين جهان و بس . [ 2633 ]
فُرقت از قهرش اگرچه آبستن است * بهرِ قدرِ وصلِ او دانستن است
يعنى : فراق او سبحانه اگرچه به علوق قهر و غضب آبستن است كه در « 1 » فراق قهر و غضب متضمّن است و ليكن در آن فراق قدر وصل او دانستن است « 2 » كه « النعمة إذا فقدت عرفت » 111 واقع است . [ 2644 ]
هست شرط دوستى غيرت‌پزى * همچو بعد از عطسه گفتن دير زى
يعنى : چنانچه بعد از عطسه « دير زى گفتن » 112 شرط دوستى است ، همچنان غيرت‌پزى هم شرط دوستى است .

فوت شدن دزد

[ 2811 ]
تو جهت گو من برونم از جهات * در وصال آيات كو يا بيّنات
[ 2812 ]
صُنع بيند مردِ محجوب از صفات * در صفات آن است كو گُم كرد ذات
يعنى : آن كسى كه از ديدن صفات حق غافل و محجوب است ، آن‌كس موجودات را صنع و خلقت حق مىبيند كه اين عالم خلقت حق است نه صفات ؛ و آنكه از ذات او سبحانه محجوب است ، اين عالم را صفات حق مىداند نه عين حق . پس آنكه از صفات محجوب است ، آن‌كس عالم را مخلوق و مصنوع و غير حق مىداند و آنكه از ذات محجوب است ، آن‌كس عالم را صفات حق مىداند و آنكه در ذات مستغرق است ، جميع عالم را عين ذات حق مىداند و به سوى صفات التفات نمىكند كه التفات به سوى صفات موجب حجاب ذات است .
هامش
( 1 ) . ش : + ان . ( 2 ) . س : - است .