تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
به‌خلاف اين قوم كه آمدن ايشان را فرصت كم و وقت معيّن است و قول من كه « الناس معادن كمعادن الذهب و الفضّة خيارهم فى الجاهلية خيارهم فى الإسلام » 100 نيز ياد آر . پس چنانچه اين قوم پيش از اسلام محترم و معزّز بودند ، الحال هم بايد كه معزّز باشند و بر همه بايد كه سبقت يابند . [ 2076 ]
احمدا ! « 1 » نزد خدا اين يك ضرير * بهتر از صد قيصر است و صد امير
[ 2078 ]
معدنِ لعل و عقيق و مُكتَنِس * بهتر است از صد هزاران كانِ مِس
يعنى : اى احمد ! نزديك من اين ضرير بهتر از صد هزار قيصر و امير است كه طلب علم اين ضرير حسبة للّه است و طلب ايشان براى سرورى و جاه است .

بقيّهء قصّهء بايزيد و آن شيخى « 2 » كه گفت : كعبه منم 101

[ 2246 ]
تا بكرد آن خانه را در وى نرفت * و اندر آن خانه بجز آن حىّ نرفت
يعنى : در آن خانهء كعبه گاهى حق تعالى نرفته است و آن خانه را حق تعالى به دست خويش نبسته است ، به‌خلاف انسان كه بناى انسان به يد قدرت
/ B 84 /
اوست
ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ
با ابليس « لما خلقت بيدى » و خانهء كعبه بناكردهء خليل اللّه است و انسان بناكردهء اللّه است . شيخ در فتوحات 102 مىفرمايند كه مراد از « يد » يد ظاهرى است . زيراكه اگر قدرت مراد باشد ، پس آدم را فضل بر ساير مخلوقات حاصل نمىتواند بود . زيرا كه جميع مخلوقات آفريدهء يد « 3 » قدرت‌اند و ليكن آن يد مجهول الكيفية خواهد بود ، اگرچه خانهء كعبه خانهء « 4 » احسان و برّ اوست و ليكن انسان خانهء سرّ اوست : « الإنسان سرّى و أنا سرّه لا يسعنى أرضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن . » 103
هامش
( 1 ) . س : احمد . ( 2 ) . ش : شخصى . ( 3 ) . ش : - يد . ( 4 ) . س : - خانه .