حسد كردن حشم بر غلام خاص « 1 »
[ 1052 ]
كار عارف راست كو « 2 » نه احول است * چشمِ او بر كِشتهاى « 3 » اوّل است
يعنى : كار و روش « 4 » عارف راست و درست است
/ A 44 /
از كار و روش احول كه احول يكى را دو مىبيند و حق را به باطل « 5 » برابر مىگزيند ، بهخلاف عارف كه آنچه حق و راست است ، آن را مىبيند و باطل را نمىبيند كه چشم عارف بر كشت و كار حق سبحانه « 6 » مصروف و معطوف است ، نه بر كشت و « 7 » كار خويش . چرا كه كشت [ و ] كار حق اوّل و اقدم است ، و كشت و « 8 » كار بنده آخر و پستر است ؛ و كشت اوّل ثابت و مثمر « 9 » ، و كشت ثانى فاسد و ابتر است كه كشت ثانى كه « 10 » بعد از كشت اوّل بود ، غير معتبر است .
پس چشم عارف بر كشت اوّل است .
[ 1068 ]
گر تو گويى : فايدهء هستى چه بود ؟ * در سؤالت فايده هست اى عَنود !
[ 1069 ]
گر ندارد اين سؤالت فايده * چه شْنَوى اين را عبث بىعايده
توجّه سؤال به اين منوال است كه چون قضا و تقدير حق غالب بر « 11 » تدبير بنده است و تدبير بنده مغلوب و مقهور تدبير حق است ، بلكه « 12 » تدبير بنده و عمل آن بنده كالعدم و بر باد است ؛ و در اين صورت بنده در فعل خويش به منزلهء جماد است . پس چه فايده و چه نتيجه در ايجاد عالم است و چه حاصل در « تكليف ما لا يطاق » بنىآدم است ؟
حاصل جواب از آن جناب آنكه اى سائل ! در سؤال تو فايده البتّه هست ؛ و اگر در سؤال تو فايدهاى نباشد ، از سؤال تو تو را چه فايده ؛ و هرگاه كه فعل از فايده خالى نيست ، پس فعل حق سبحانه « 13 » چگونه از فايده خالى خواهد بود ؟ !
هامش
( 1 ) . س : - حسد كردن حشم بر غلام خاص .
( 2 ) . ش : راست كون .
( 3 ) . س : گوشهاى .
( 4 ) . س : رويش .
( 5 ) . ش : حق و باطل را .
( 6 ) . ش : + و تعالى .
( 7 ) . ش : - و .
( 8 ) . ش : - و .
( 9 ) . س : مهمتر .
( 10 ) . س : - كه .
( 11 ) . س : - بر .
( 12 ) . ش : بلك .
( 13 ) . ش : + تعالى .