تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
رسالت‌پناه بود . پس فكر - كه عبارت از ارادهء حق است - سابق و مقدّم بود ، و « 1 » وجود محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - لاحق و مؤخّر ؛ چنانچه در نشاندن درخت خيال و فكر ، ثمرهء آن درخت پيش از نشاندن است و حصول آن ثمره بعد از نشاندن حاصل است . [ 976 ]
جمله عالم خود عرض بودند تا * اندر اين معنى بيامد « 2 » « هَل أتَى »
يعنى : جميع « 3 » موجودات پيش از « 4 » وجود عرض بودند كه در ذات حق صور [ و ] اشكال آن عالم مندرج و مندمج بودند . پس از مرور زمان ، آن صور در اين عالم ظهور نمودند . پس اين عالم عرض بوده است ، بعد از آن جوهر شد . [ 1000 ]
اين جهان و آن جهان زايد ابَد * هر سبب مادر « 5 » اثر از وى ولد
[ 1001 ]
چون اثر زايد ، شود آن هم سبب * تا بزايد او اثرهاى عجب
يعنى : در اين جهان و در آن جهان ، هر سبب زايندهء اثر است كه آن اثر نتيجه و ولد آن سبب است ؛ و چون اثر از آن سبب متولّد شد « 6 » ، اثر نيز سبب و منتج « 7 » اثر مىگردد تا ابدالآباد على هذا « 8 » القياس سلسلهء آثار و اسباب دائم و جارى خواهد بود و « 9 » از هر سبب اثرى و از آن اثر اثرى ديگر تا غير نهايت ظهور خواهد نمود . مثلا وجود آب و خاك سبب وجود خوشهء گندم است و وجود خوشهء « 10 » گندم - كه اثر آن خاك و آب است - سبب حيات مردم است و حيات مردم سبب بقاى عالم است و بقاى عالم منتج آثار مخفى و مكتتم است و على هذا « 11 » القياس تا غير نهايت هر سبب منتج اثر است و آن اثر مستعدّ سبب است كه آن اثر نيز سبب مىگردد .
هامش
( 1 ) . س : - و . ( 2 ) . س : به آمد . ( 3 ) . س : جمع . ( 4 ) . س : + آنجا . ( 5 ) . ش : نادر . ( 6 ) . ش : مىشد . ( 7 ) . س : - منتج . ( 8 ) . س : هذه ؛ ش : هذ . ( 9 ) . ش : - و . ( 10 ) . س : + كه . ( 11 ) . ش : هذ .