امّت آن دور مرحوم حقّاند ، بلكه « 1 » آن دور محمّدى از مرتبهء رحمت گذشته و ترقّى نموده ، به مرتبهء
/ A 83 /
رؤيت رسيده است . چرا كه مرتبهء رحمت مرتبهء انفصال و حجاب است و مرتبهء رؤيت مرتبهء مشاهده و وصال است ؛ و دور محمّدى دور رؤيت است كه محمّد و جميع امّت او حق سبحانه را بىكيف خواهند ديد .
[ 358 ]
غوطه دِه موسىِ خود را در بحار * از ميان دورهء احمد برآر
يعنى : بار خدايا ! موسى خود را در درياى پيروى و متابعت دين محمّدى « 2 » غوطه ده .
يعنى پيرو دين محمّدى « 3 » گردان و در دورهء دين محمّد ظاهر بكن ؛ يا مراد از « غوطه دادن » نسخ باشد كه موسى خود را در بحار نسخ غوطه ده و پيرو و تابع دين محمّدى گردان .
[ 359 ]
گفت : يا موسى بدان « 4 » بنْمودمت * راهِ آن خلوت بدان بگشودمت
[ 360 ]
كه تو ز ان دُورى در اين دَور اى كليم ! * پا بكش زيرا دراز است اين گليم 84
يعنى : گفت حق تعالى حضرت موسى را كه اى موسى ! آن دور محمّدى تو را براى آن نمودم و راه خلوت در ديدن آن دور براى آن گشودم كه تو بدانى كه دور محمّدى دور است و تو پاى رسالت خود را دراز بكن كه گليم بقاى دين تو هنوز دراز است و ليكن طالب و راغب آن دين محمّدى باشى و دين خود را مؤيّد ندانى كه در تأييد دين خود مغرور نمانى .
تمامى قصّهء زنده شدن استخوانها « 5 » به دعاى عيسى عليه السلام
[ 468 ]
گفت آن شير : اى مسيحا ! آن شكار * بود خالص از براىِ اعتبار
[ 469 ]
گر مرا روزى بُدى اندر جهان * خود چه كارستى مرا با مُردگان
هامش
( 1 ) . ش : بلك .
( 2 ) . ش : محمّد .
( 3 ) . س : محمّد .
( 4 ) . ش : از ان .
( 5 ) . ش : استخوانهاى .