جاىگير و نقشپذير نيست كه آن روح الآن كماكان است ، بلكه « 1 » او را مرتبهء كمال به واسطهء تنزّل رسيده است .
وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
هر چون كه باشد سائل و طالب آن مرتبه را ؛ پس محروم مدار تو اى روح محمّدى ! آن سائل را .
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
هر چون كه باشد نعمت پروردگار خويش ؛ پس بيان بكن تو اى روح محمّدى ! آن نعمت را .
[ 302 ]
هر عبارت خود نشانِ حالت است * حال چون دست و عبارتْ آلت است
يعنى : عبارت هركس علامت و نشان حالت آنكس است كه عبارت فقير دالّ بر فقر است و عبارت فقيه دالّ بر فقه است ، چنانچه آلات و ادوات محترفه و اهل صنعت دالّ است بر حرفت و صنعت او . « حال » مانند دست است و « عبارت » مانند ادوات است در حقّ ظهور اثر و حصول تأثّر « 2 » . دستى كه مناسب آن آلت است ، آن آلت را كار نفرمايد ، ثمرهء آن آلت در ظهور نايد . مثلا آلت زرگر در دست كفشگر بىموقع و بىاثر است ، چنانچه كاه در پيش سگ و استخوان در پيش خر است كه خر از استخوان بىخبر است و سگ از كاه بىبر است .
/ B 73 /
[ 307 ]
زين سبب عيسى بدان همراهِ خَود * درنياموزيد آن اسمِ صَمَد
[ 308 ]
كه نداند نقص بر آلت زند * سنگ بر گِل زن تو آهن كى جهد
قصّهء انكار كردن حضرت عيسى از آموختن اسم اعظم حق تعالى رفيق خود را 82
در دفتر اوّل گذشت كه حضرت عيسى آن اسم اعظم خواند « 3 » و شير برجست و مغز آن رفيق بشكست .
هامش
( 1 ) . ش : بلك .
( 2 ) . ش : تأثير .
( 3 ) . ش : خواندند .