مشورت كردن حق تعالى با فرشتگان در ايجاد خلق « 1 »
[ 176 ]
آن عيان نسبت بديشان فكرت است * ورنه خود نسبت بدينها رؤيت است / A 63 /
يعنى : آن عيان نسبت به ملائكان فكرت است و اگرنه به نسبت جان پيران رؤيت است كه جان پيران را زمان ماضى و حال و استقبال برابر است كه نزديك ايشان معاين و مشاهد است كه علم حضورى دارند و اطلاق فكر بر ايشان مجازا واقع شده است كه به « 2 » نسبت ملائكه ، اطلاق فكر بر ايشان واقع شده « 3 » .
[ 189 ]
گفت حق : « رشّ عليهم نوره » * مفترق هرگز نگردد نورِ او 79
نور ربّانى و روح انسانى به مقتضاى
نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي *
و به فحواى « أوّل ما خلق اللّه نورى » 80 متّحد و يك ذاتاند . پس عدم تفرّق نور ، مستلزم عدم تفرّق روح است . « 4 »
[ 191 ]
در بيان نايد جمالِ خالِ او * هر دوعالم چيست ؟ عكس خالِ او
مراد از « خال » كه در مصرع اوّل واقع شده است ، ذات « 5 » ظلمت است . ايراد اين چند ابيات براى آن است كه حقيقت و كنه نقطهء ظلمت كه ضدّ نور است ، در بيان / جمال آن خال عقل مردم حيران است . پس در بيان نور به طريق اولى عاجز باشد . پس مراد از « خال » كه در مصرع اوّل واقع شده است ، ظلمت است ؛ و آنكه در مصرع دويم « 6 » واقع شده است ، خال متعارف .
سوار شدن صوفى خرش را و بر روى افتادن « 7 »
[ 283 ]
طبلها « 8 » بشكست و « 9 » جانها ريختند * نيك و بد در يكدگر آميختند
هامش
( 1 ) . س : + بيت .
( 2 ) . س : - به .
( 3 ) . ش : شد .
( 4 ) . س : + بيت .
( 5 ) . س : ذرات .
( 6 ) . س ، ش : دوم .
( 7 ) . س : + بيت .
( 8 ) . س : طبل .
( 9 ) . ش : - و .