تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

مشورت كردن حق تعالى با فرشتگان در ايجاد خلق « 1 »

[ 176 ]
آن عيان نسبت بديشان فكرت است * ورنه خود نسبت بدينها رؤيت است / A 63 /
يعنى : آن عيان نسبت به ملائكان فكرت است و اگرنه به نسبت جان پيران رؤيت است كه جان پيران را زمان ماضى و حال و استقبال برابر است كه نزديك ايشان معاين و مشاهد است كه علم حضورى دارند و اطلاق فكر بر ايشان مجازا واقع شده است كه به « 2 » نسبت ملائكه ، اطلاق فكر بر ايشان واقع شده « 3 » . [ 189 ]
گفت حق : « رشّ عليهم نوره » * مفترق هرگز نگردد نورِ او 79
نور ربّانى و روح انسانى به مقتضاى
نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي *
و به فحواى « أوّل ما خلق اللّه نورى » 80 متّحد و يك ذات‌اند . پس عدم تفرّق نور ، مستلزم عدم تفرّق روح است . « 4 » [ 191 ]
در بيان نايد جمالِ خالِ او * هر دوعالم چيست ؟ عكس خالِ او
مراد از « خال » كه در مصرع اوّل واقع شده است ، ذات « 5 » ظلمت است . ايراد اين چند ابيات براى آن است كه حقيقت و كنه نقطهء ظلمت كه ضدّ نور است ، در بيان / جمال آن خال عقل مردم حيران است . پس در بيان نور به طريق اولى عاجز باشد . پس مراد از « خال » كه در مصرع اوّل واقع شده است ، ظلمت است ؛ و آنكه در مصرع دويم « 6 » واقع شده است ، خال متعارف .

سوار شدن صوفى خرش را و بر روى افتادن « 7 »

[ 283 ]
طبلها « 8 » بشكست و « 9 » جانها ريختند * نيك و بد در يكدگر آميختند
هامش
( 1 ) . س : + بيت . ( 2 ) . س : - به . ( 3 ) . ش : شد . ( 4 ) . س : + بيت . ( 5 ) . س : ذرات . ( 6 ) . س ، ش : دوم . ( 7 ) . س : + بيت . ( 8 ) . س : طبل . ( 9 ) . ش : - و .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 88 | على اوجبى / محمد نعيم