تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
يعنى : در چشم غير من سرمهء بينش دنياوى فانى است و خالى از سرمهء بينش عالم جاودانى است ؛ و آن چشم غير از بادهء تصوير شيطان مخمور است ، نه از شراب بينش مست و مغمور است .

اندرز كردن صوفى خادم را « 1 » 78

[ 160 ]
زادِ دانشمند آثارِ قلم * زادِ صوفى چيست ؟ آثارِ قَدَم
يعنى : زاد و توشهء دانشمند آثار قلم است و زاد و توشهء صوفى آثار قدم سلوك مربّى و مرشد است كه صوفى در پيروى مرشد راه را قطع مىكند . بعد از آن به مرتبهء محبّت و جذبه مىرسد كه جذبهء حق مر او را حاصل مىگردد و بدان جذبه و كشش كه اثر آن جذبه درد و محبّت است ، مرتبهء فناء فى اللّه و بقاء باللّه را مىرسد . [ 164 ]
رفتنِ يك منزلى بر بوىِ ناف * بهتر از صد منزل و گام و طواف
مراد از « گام و طواف » سلوك است و مراد از « بوى ناف » جذبه « 2 » و محبّت است كه راهى كه به جذبه قطع كنى ، بهتر از آن راهى است كه به سلوك قطع كنى . چرا كه راه جذبه راه عشق است و راه سلوك راه زهد است ؛ و بسيار فرق است ميان زهد و ميان عشق كه در زهد غرض بهشت و ترس دوزخ و غير آن منظور است و در طور عشق اين همه اغراض ممنوع و محذور است . چرا كه عاشق بىغرض در كوى معشوق فانى « 3 » است . [ 165 ]
آن دلى كو مَطلعِ مهتابهاست * بهر عارف « فُتحت ابوابها » ست
[ 166 ]
با تو ديوار است و با ايشان در است * با تو سنگ و با عزيزان گوهر است
يعنى : آن دل كه مظهر انوار حق است و آن دل عبارت از دل اولياء اللّه است ، آن دل فتح ابواب مطالب مريدان و طالبان است ؛ و نزديك تو آن دل سدّ باب و تختهء در است ؛ و نزد عزيزان و طالبان آن دل فتح باب و گشاد كار جميع طلّاب است .
هامش
( 1 ) . س : + بيت . ( 2 ) . س ، ش : جذب . ( 3 ) . س : - فانى .