تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
شفا يافتى ، بعد از آن انگبين معرفت بىواسطهء سركه بخور كه تأثير و تربيت سركنگبين كه عبارت از ذات مصطفى « 1 » است ، در ذات تو چنان غلبه كرده است كه بعد از اين كدورت سركه - كه عبارت از تقيّد است - نمانده است كه قدم سلوك تو بر مركب تجرّد و وحدت سوار شده است .

رجوع به حكايت زيد قدّس سرّه « 2 »

[ 3682 ]
آن عدم او را هماره بنده است * كار كن ديوا ! سليمان زنده است
چون حق تعالى را قدرت هست كه معدوم را موجود گرداند ، پس حشر كردن اجساد ميّت را « 3 » به طريق اولى قدرت باشد كه باقى و موجودند . پس ديو كه عبارت از منكر حشر اجساد و منكر صانع است گو كه در اطاعت و فرمانبردارى سليمان وقت خويش مقيّد باشد كه جزا و سزاى هر عمل و فعل را در روز جزا - كه لامحاله موجود خواهد شد - آن ديو را چشيدنى و يافتنى است كه قيامت و حشر اجساد حق است . [ 3684 ]
خويش را بين ، چون همىلرزى ز بيم * مر عدم را نيز لرزان دان مُقيم
[ 3685 ]
ور تو دست اندر مناسب مىزنى * هم ز ترس است آنكه جانى مىكَنى
يعنى : چون تو در افعال خويش در حركت و جنبشى ، و اعمال و افعال را بجاى مىآرى ؛ پس
/ B 23 /
آن حركت و جنبش به جهت آن است كه از « 4 » حق تعالى ترس و بيم دارى و اگر بگويى كه صدور اعمال و افعال كه از ماست نه از براى ترس و بيم است ، بلكه بر سبيل اتّفاق از ذات ما متحرّك و مكين است ؛ پس تو اى منكر ! چرا در اصدار و « 5 » ايقاع افعال حسنه سعى مىنمايى ؟ و از افعال قبيحه چرا مىگريزى ؟ پس طلب تو امور حسنه را و نفرت تو از امور قبيحه دلالت است بر اينكه تو از عاقبت مىترسى و حشر و
هامش
( 1 ) . ش : + صلى اللّه عليه و سلم . ( 2 ) . ش : رضى الله عنه . ( 3 ) . س : - را . ( 4 ) . س : - از . ( 5 ) . س : او .