چون استعداد خلايق در ادراك ماهيت حقايق اشيا متفاوت است كه يكى ماه حقيقت را عيان و بىحجاب مىبيند كه به صفاى باطنى ناظر اشيا مىگردد و ديگرى - كه عبارت از محجوب است - جهان را تاريك مىبيند و ديگرى سه ماه را به هم مىبيند كه مرتبهء كشف و اشراق ندارد ، بلكه از روى استدلال ماهيت آن ماه را در دست مىآرد كه مقرّر است كه چون در رؤيت هلال اشتباه مىافتد كه از روز اوّل يا دويم « 1 » يا سيوم است . پس پارچهاى باريك را بر چشم گذاشته ، به سوى
/ B 33 /
هلال نظر مىكنند : اگر روز دويم « 2 » است ، دو مىنمايد و اگر « 3 » از سيوم است ، سه مىنمايد . پس در اين صورت ، رؤيت هلال به طريق قياس و استدلال حاصل مىآيد .
پس مراتب عقول مردم در ادراك ماهيت اشيا سه قسم است :
يا مرتبهء برهان و استدلال است .
يا مرتبهء كشف و حال است . « 4 »
يا مرتبهء حجاب است .
پس آنكه مرتبهء كشف دارد ، آنكس ماه را « 5 » عيان مىبيند ؛ و آنكه در حجاب است ، آنكس عالم را تاريك مىبيند ؛ و آنكه سه ماه را به هم مىبيند ، آنكس مرتبهء استدلال و قياس دارد كه به برهان و استدلال حقيقت ماه را حاصل كرده است كه ماه روز اوّل را نديده است ؛ و ليكن اين هر سه گروه در موضع اندوه و غماند كه از ديدن كنه و سرّ آن ماه محجوب و بىخبرند ، اگرچه قسم اوّل را مرتبهء رؤيت هلال حاصل است ، امّا از كنه و سرّ « 6 » آن ماه غافل است . پس آن قسم اوّل نيز در غم و اندوه است .
چشمِ هر سه باز ، گوشِ هر سه تيز « 7 » * در تو آويزان و از من در گريز
هامش
( 1 ) . س : دوم .
( 2 ) . ش : دوم .
( 3 ) . س : - اگر .
( 4 ) . ش : + و .
( 5 ) . س : را ماه .
( 6 ) . ش : سرسر .
( 7 ) . س : ستيز .