تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
ازل - كه عبارت از عدم ابتدا است - با ابد - كه عبارت از عدم انتها است - پيش من يكى است ؛ اگرچه در درك كيفيت اين اتّحاد عقل و فهم را راه نيست و از چگونگى و كيفيت اتّحاد آگاه نيست .
/ A 13 /
[ 3506 ]
گفت : زين ره « 1 » كو ره آوردى ؟ بيار * درخورِ فهم و « 2 » عقولِ اين ديار
فرمود « 3 » پيغمبر خدا مر آن زيد را كه آنچه درخور فهم و عقل مردم اين عالم است ، آن را بيان بكن كه كيفيت اتّحاد ازل با ابد غير مدرك عقل است . [ 3511 ]
اين زمان پيدا شده بر اين گروه * يوم تبيضّ و تسودّ وجوه « 4 » 70
[ 3512 ]
پيش از اين هرچند جان پُرعيب بود * در رَحِم بود و ز خلقان غيب بود
[ 3513 ]
الشقىّ من شقى فى بطن امّ 71 * من سمات الجسم يعرف حالهم 72
مراد از « زمان » زمان دين « 5 » محمّدى است كه در زمان دين محمّدى بر اين گروه - كه عبارت از گروه « اولياء اللّه » است - « يوم تبيضّ و تسودّ وجوه « 6 » » - كه كنايت از روز قيامت است - پيدا شده است كه حقيقت و ماهيت هر شقىّ و سعيد چنانچه در روز قيامت بر همه كس آشكارا مىشود ، بر اين گروه امروز پيدا و آشكار شده است ؛ اگرچه پيش از اين ، هرچند جان شقىّ پرعيب بود و ليكن در رحم جسم آن شقىّ مخفى و مستور بود ، از علامت ظاهرى ظهور مىنمود و بر اين گروه آن عيبها از صفاى باطنى ايشان امروز ظهور مىنمايد . [ 3514 ]
تن چو مادر ، طفل جان را حامله * مُردنِ او زادن است و زلزله
[ 3519 ]
تا نزاد او ، مشكلاتِ عالَم است * آنكه نازاده شناسد ، آن كم است
اين چند ابيات در بيان آنكه مفارقت طفل جان از مادر تن و مردن از اين جهان به مثابهء زادن است در آن جهان . تا نمرده است ، احوال او بر اهل جهان غير معلوم است كه مؤمن
هامش
( 1 ) . ش : - ره . ( 2 ) . ش : - و . ( 3 ) . س : فرموده . ( 4 ) . س : وجود . ( 5 ) . س : - دين . ( 6 ) . س : وجود .