يعنى : امر كن - كه مراد از آن امر « 1 » شرعيه « 2 » تكوين و ايجاد حق است - فعل است كه از قيد حروف صاف است و ليكن براى انام آن معنى در قيد حروف و كلام درآمد و اگرنه مراد از كن معنى است كه آن معنى منزّه از قيل و قال است .
طلب كردن يوسف صدّيق ارمغان از مهمان 63
مىرود اين هر دو از مردم پديد * بىخبر زين هر دو ايشان در مزيد
[ 3190 ]
مىرود اين هر دو كار از انبيا * بىخبر زين هر دو ايشان چون صدا
[ 3191 ]
كه صدايت بشنواند خير و شر * ذاتِ كُه باشد از اينها بىخبر
يعنى : فعل حسن و اشغال تن هم از عوام الناس و هم از انبيا صادر مىشوند و در صدور آن افعال هر دو غافل و بىخبرند . عوام از ديدن ايجاد موجد و صنع صانع غافل و بىخبرند كه صدور آن افعال از ذات خويش مىنگرند و خواصّ از ديدن افعال خويش « 3 » غافل و بىخبرند كه در آن افعال ذات حق را مىنگرند ، بلكه از اين ديد نيز غافل و بىخبرند كه مرتبهء فناى فنا دارند كه از هستى خويش فانى و به هستى حق باقىاند
ما رَمَيْتَ / A 03 / إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى ،
و
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
عبارت از آن فنا و « 4 » بقاست ؛ و آن افعال مانند صداى كوهاند كه اگرچه به ظاهر از حلقوم آن كوهاند و ليكن از روى باطن از ذات كسى ظاهر و بادىاند كه در آن كوه ناطق و منادى است .
مطلق آن آوازها از شَه بوَد * گرچه از حلقوم عبد اللّه بوَد
مشعر اين صدا و مخبر اين نداست .
[ 3203 ]
آينهء صافىّ نان ، خود گرسنهست * سوخته هم آينهء آتشزنهست
گرسنگى كه عبارت از عدم اكل و تهى شكمى است - كه آن هر دو واجد « 5 » نيستىاند -
هامش
( 1 ) . ش : - امر .
( 2 ) . ش : سرعت .
( 3 ) . س : - خويش .
( 4 ) . س : - و .
( 5 ) . س ، ش : كه آن هر واحد .