آينهء نان و طعام است كه قدر و قيمت نان بدان عدم و « 1 » نيستى ظاهر مىشود .
[ 3205 ]
چونكه جامه چُست و زيبنده بوَد * مظهرِ فرهنگِ دوزنده بوَد
يعنى : جامهء چست - كه عبارت از عدم زيادتى و عدم نقصان است - نيز مظهر و آينهء فرهنگ دوزنده است كه جوهر دانش و فرهنگ دوزنده بدان جامه كه متضمّن عدم و نيستى است ، ظاهر و پيدا مىشود . پس نيستى مظهر هستى است .
مرتدّ شدن كاتب وحى به سبب آنكه پرتوى وحى [ بر وى زد ] 64
[ 3245 ]
شاهدِ تو ، سدّ روىِ شاهد است * مرشدِ تو ، سدّ گفتِ مرشد است
يعنى : آنچه حجاب و سدّ روى معشوق حقيقى است ، آن چيز معشوق و « 2 » مطلوب توست و آنچه حجاب و سدّ قول مرشد است - كه آن چيز خلاف قول و عمل مرشد است - آن چيز را تو مرشد خود قرار دادهاى . پس بدين عمل كى به مقصود حقيقى برسى ؟ !
قصّهء مراء كردن روميان و چينيان در علم نقاشى و صورتگرى « 3 » 65
[ 3486 ]
صورتِ بىصورتِ بىحدّ « 4 » 66 غيب * ز آينهء دل تافت موسى را ز جيب 67
يعنى : صورت ذات بىصورت و بىمحدود كه در وادى ايمن بر حضرت موسى تافت و « 5 » بدان صورت حضرت موسى تجلّى حق يافت ، از آينهء دل آن موسى ظهور يافت كه آن دل شجرهاى است كه در وادى ايمن در وجود موسى بود و
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
/ B 03 /
از « 6 » شجرهء دل ظهور نمود .
[ 3490 ]
عكس هر نقشى « 7 » نتابد تا ابد * جز ز دل ، هم بىعدد هم با عدد 68
هامش
( 1 ) . س : - و .
( 2 ) . س : - و .
( 3 ) . ش : صوتگرى .
( 4 ) . س ، ش : + و .
( 5 ) . س : - و .
( 6 ) . ش : + ان .
( 7 ) . س : نفسى .