تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
[ 2928 ]
تا بوَد تابان شكوفه چون زره * كى كند « 1 » آن ميوه‌ها پيدا گره ؟
[ 2929 ]
چون شكوفه ريخت ، ميوه سَر كُند * چون‌كه تن بشكست ، جان سَر برزند
يعنى : تا كه شكوفه - كه عبارت از نفس و طبع است - تازه است ، « 2 » ميوه - كه عبارت از عقل و روح است - پژمرده و پنهان است ؛ چون‌كه شكوفهء نفس و تن ريخته و خزان شده « 3 » ، ميوهء روح و « 4 » نعمت عقل ظاهر و عيان شد . [ 2956 ]
« شاوروهنّ » پس آنگه « خالفوا » 61 * إنّ من لم يعصهنّ تألف
يعنى : مشورت كنيد با زنان ، پس مخالفت كنيد از آنچه ايشان رأى دهند كه خلاف رأى ايشان عين صواب است . گويند كه حضرت آدم خوشهء گندم را نمىخورد « 5 » ؛ چون حوّا رأى خوردن داد ، آن زمان حضرت آدم خوشه را بخورد . پس عصيان آدم ، به سبب رأى حوّا بود .

قصّهء آن‌كس كه در « 6 » يارى « 7 » بكوفت « 8 »

باز بىشك پيش از آنها مىرسد * آنچه از حق سوىِ جانها مىرسد
يعنى : باز بىشك پيش از نزول لشكر اصلاب آبا به سوى ارحام امّهات ، لشكر تربيت و پرورش حق تعالى به سوى جانهاى عالم و بنىآدم مىرسد كه بدان جان و روح اصلاب و اركان بنىآدم بر مركز نشو و نما قائم‌اند و به حركت و سكون باقى و دائم . پس بقاى اعضا و اركان آدم جميع عالم به واسطهء جان است و تربيت آن جان به واسطهء پرورش و فيض رحمان است .
آنچه از جانها به دلها مىرسد * آنچه از دلها به گلها مىرسد
هامش
( 1 ) . ش : كنند . ( 2 ) . س : + و . ( 3 ) . ش : شد . ( 4 ) . س : - و . ( 5 ) . س : نمىخوردند . ( 6 ) . س : - در . ( 7 ) . ش : يار . ( 8 ) . س : + بيت .