بانگ قمرى با قمرى است كه جميع اين
/ B 72 /
نسبتها « 1 » مقتضى جزئيتاند ، بلكه « 2 » در ميان روح و عقل و نفس و طبع و در ميان ذات انسان نسبت تدبير و تصرّف است كه هر واحد آن افراد مدبّر و متصرّف ملك ابدان آن انساناند .
[ 2914 ]
اوّلًا بشنو كه خلقِ مختلف * مختلف جاناند از يا « 3 » تا الف
[ 2915 ]
در حروفِ مختلف شور و شكيست * گرچه از يك روز سر تا پا يكيست
در ابيات سابق ، بيان مبنا و منشأ انكار نفس و طبع كه اجزاى عالم كبيرند ، ايراد فرمودند « 4 » و در اين ابيات منشأ و مبناى تخالف و تناكر اجزاى عالم صغير ايراد نمودند و تخالف افراد عالم صغير كه حسّىاند بر تخالف افراد عالم كبير كه غير حسّىاند ، دليل مىآرند كه چنانچه افراد عالم صغير با يكديگر متخالفاند ، همچنين « 5 » افراد عالم كبير كه غير حسّىاند نيز با يكدگر متخالفاند .
[ 2917 ]
پس قيامت روزِ عرضِ اكبر است 59 * عرض ، او خواهد كه با زيب و فر است
[ 2918 ]
هركه چون هندوىِ بد « 6 » سودايى است * روزِ عرضش نوبتِ رسوايى است
چون تخالف عالم كبير و عالم صغير مقرّر شد كه افراد عالم كبير - كه نفس و طبع و عقلاند - با يكدگر مخالفاند ، مانند افراد عالم صغير مثل زيد و عمرو و بكر . پس به مقتضاى « من مات فقد قام قيامته » 60 روز مرگ آن افراد روز عرض صورت اعمال هر نيك و بد آن افراد است . پس هركه ظلمانى و مانند هندو شهوانى است ، پس آن روز مرگ روز رسوايى اوست و هركه نيككردار حميدهاطوار است ، آن روز روز خوشى و رعنايى اوست ؛ و چنانچه افراد شرّير عالم صغير از مرگ گريزان و نفيرند ، همچنين افراد شرّير عالم كبير - كه عبارت از نفس و طبع است - نيز گريزان و « 7 » نفيرند تا روز مرگ - كه آن روز روز عرض است - پيش سلطان روح رسوا نگردند . پس نفس و طبع از مردن و كشته
هامش
( 1 ) . س : - نسبتها .
( 2 ) . ش : بلك .
( 3 ) . ش : با .
( 4 ) . ش : فرمودهاند .
( 5 ) . ش : - همچنين .
( 6 ) . ش : پر .
( 7 ) . س : - و .