شدن به تيغ فقر و فاقه منكر
/ A 82 /
عقل شدند و از متابعت آن عقل برگشتهاند كه روز مرگ به تيغ فقر و فاقه رسوا و بىاعتبار نشوند كه تاب تيغ فقر و فاقه نتوانند كشيد . پس نزديك سلطان روح رسوا خواهند گرديد .
[ 2925 ]
باغبان هم داندش اندر خزان * ليك ديدِ يك ، بِه از ديدِ جهان
يعنى : باغبان كه عبارت از سلطان روح است ، زشتى اعمال و افعال آن نفس و طبع ، « 1 » در وقت زندگى - كه وقت خزان آن نفس و طبع است - مىداند و پيش از مردن ، پيش آن سلطان روح رسواست و ليكن ظهور رسوايى آن نفس و طبع در وقت مرگ بر جميع افراد و اشخاص خواهد شد كه آن روز روز ظهور حقايق اشيا بر جميع افراد و اشخاص است ، بهخلاف وقت زندگى كه ظهور آن اسرار در آن وقت پيش سلطان روح است و بس . پس رسوا شدن پيش يك كس ، بهتر است مر آن نفس را از رسوا شدن پيش جميع افراد عالم .
[ 2926 ]
خود ، جهان آن يك كس است و آگه است * هر ستاره بر فلك جزء مَه است
اين بيت استدراك و اضراب است از بيت اوّل ؛ يعنى اگرچه آن باغبان واحد است ، امّا فى الحقيقة جامع جميع مراتب كثرت است كه جميع افراد عالم در ذات او مندمج و مندرج است . پس ديدن يك كس به منزلهء ديدن جميع « 2 » افراد عالم است كه گويا جميع افراد عالم آن رسوايى را ديدهاند . چرا كه در دست آن واحد نسخهء افراد كلّ عالم است .
[ 2927 ]
بس همين گويند هر نقش و نگار : * مژده مژده ، نَك همين آيد بهار
يعنى : آن افراد و اشخاص كه مانند گل و سوسناند و ايّام بهار مر آنكس را مانند دو چشم تازه و روشناند . پس هر نقش و نگار آن گل افراد شادىكننده و مژدهدهنده است بر قدوم ايّام بهار .
هامش
( 1 ) . س : + و .
( 2 ) . س : - جميع .