قوله :
باش تا حسّهاى تو مبدل شود * تا ببينيشان و مشكل حل شود
يعنى ، صفا و زكا در تو پيدا شود ؛ تا محقّق را از مقلّد بازشناسى .
بازجستن نخچيران از خرگوش . . .
قوله :
گفت پيغمبر « 1 » بكن اى رايزن * مشورت كالْمستشارُ مؤتمن
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « لأبى الهيثم من التيهان هل لك خادم ؟ قال : لا .
فقال : فاذا أتينا سبى فأتنا فاتى النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - برأسين فاتاه ابو الهيثم .
فقال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : اختر منها . فقال : يا نبى اللّه ، اختر لي . فقال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : انّ المستشار مؤتمن . خذ هذا فانّى رأيته يصلى و استوص به معروفا « 2 » . » پيغمبر - عليه السّلام - از ابو الهيثم پرسيد كه : « تو را خادمى هست ؟ گفت :
نه . گفت : چون بنديان بيايند . دو بندى آمدند و ابو هيثم حاضر شد ، فرمود : بگير يكى از [ آن ] دو . گفت : يا رسول اللّه ، تو اختيار كن براى من . پس رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : هركه مشورت كرده شد ، امين گرفته شد . در محافظت ببر و راهنمونى به خير بگير كه اين يكى را كه او را ديدم ، نماز مىكرد . و قبول كن وصيت ما و به او نيكويى كن » ؛ ( انتهى ) .
نخچيران به اين حديث متمسّك شدند كه مشورت ضرورى است ؛ چنانچه حكما گويند : مشورت با عاقل ، عقل زياد كردن است و با نادان ، دل به دست آوردن .
منع كردن خرگوش . . . الخ
قوله :
گفت هر رازى نشايد بازگفت * جفت طاق آيد گهى گه طاق جفت
يعنى ، ممكن است كه صاحب سرّ از مصاحبت تو منفرد شود و با ديگرى مصاحب نشود [ و ] آن منفرد ، زوج شود .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : پيغامبر .
( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 12 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .