كردن ، مكر مراد آن است . و در اين زندان نشستن و راه آخرت بر خود بستن ، مكر سرد است .
قوله :
اين جهان زندان و ما زندانيان * حفره كن زندان و ما « 1 » را وارهان
اشارت است به حديث : « الدّنيا سجن المؤمنين و جنّة الكافرين « 2 » . »
قوله :
[ مال را كز بهر دين باشى حمول ] * نِعْمَ مال صالح خواندش رسول
اشارت [ است ] به حديث : « نعم المال الصّالح للرّجل الصّالح « 3 » . » يعنى ، اهل آخرت را اسباب دنيا موجب رستگارى باشد . كما قال - جلّ و علا :
« رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ . »
« 4 »
قوله :
جهد حقّست و دوا حقّست و درد * منكر اندر نفى جهدش جهد كرد
يعنى ، طايفهء جهد بيان ادلّه مىكنند . حال ايشان مكذّب مقام ايشان است ؛ زيرا كه در نفى جهد ، اثبات جهد لازم مىآيد . پس آنچه مدّعاى خصم است ، دليل است بر اسكات خصم . چنانچه سوفسطايى انكار حقايق اشيا كند و نداند كه قايل شدن به حقيقت ، نفى اثبات حقيقت است . لا جرم متكلّمين گويند : « حقائق الأشياء ثابتة إذ فى نفيها إثباتها « 5 » . »
قوله :
كسب كن جهدى نما و سعى كن * تا بدانى سرّ علم من لدن
« 6 » يعنى ، جهد و سعى و كسب ، تو را از اسرار علم غيبى آگاه كند . آن زمان بدانى كه خواص را اگر دانش امور دنيا باشد ، از براى عقبى و رضاى مولى باشد و به تعليم الهى و الهام ربّانى كار كنند . و مردم از اين غافلند .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : خود .
( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 11 . « دنيا زندان مؤمنان است و بهشت كافران . »
( 3 ) نك : پيشين ؛ همان صفحه . « بهترين خواستهء نيكوكار ، از آن مرد نيكوكار است . »
( 4 ) النّور ( 24 ) آيهء 37 : « مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروختى از ياد خدا و نمازگزاردن و زكات دادن بازشان ندارد ، از روزى كه دلها و ديدگان دگرگون مىشوند هراسناكند . » .
( 5 ) « حقايق اشيا ثابتاند ؛ چون در نفى آنها اثبات آنها [ مندرج ] است . »
( 6 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك : از دريا به دريا ؛ ذيل كسب كن سعيى .