تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
چكيد . فى الحال ، زنده شده و رو به دريا نهاد و برفت در دريا ؛ مثل سردابه كه در آن توان رفت و آب بر بالاى او چون طاق مرتفع مىايستاد و زمين خشك مىگشت . تتمّهء اين قصّه در تفاسير است .

[ تدبير كردن موش به چغز ] . . .

قوله :
[ پنج وقت آمد نماز و رهنمون ] * عاشقان را فى صلاةٍ دائمون
اشارت [ است ] به آيهء :
« الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ . »
« 1 » چون به انسان ضررى رسد ، جزع كند و چون نيكى رسد ، از طاعت بازماند . مگر آنان كه ايشان بر نمازهاى پنجگانه مداومت مىنمايند . امّا مولوى دائمون را بر اين معنى فرود آورده كه ، هيچ وقتى عاشقان الهى فارغ از نماز نباشند و قيام و قعود آنها در حال قيام و قعود نماز باشد . قوله :
آبِ اين دريا كه هايل بقعه‌ايست * [ با خمارِ ماهيان خود جرعه‌ايست ]
اى ، عيش از اين جهان .

[ مبالغه كردن موش در لابه ] . . .

قوله :
جزو خاكى گشت و رُست از وى نبات * [ هكذا يَمحو الاله السّيئات ]
نه آنكه شمس جزو خاك گشت ، بلكه به اين معنى كه جزو خاك منقلب شد و از گرمى آفتاب ، لياقت منبت پيدا كرد .

[ لابه كردن موش مر چغز را كه ] . . .

قوله :
باقيَش چون روز برخيزى ز خواب * [ بشنوى از نوربخشِ آفتاب ]
يعنى ، باقى حكايت موش تن و چغز جان را وقتى كه در روز محشر از خواب مرگ بيدار شوى ، حق‌تعالى بر تو ظاهر كند .
هامش
( 1 ) المعارج ( 70 ) آيهء 23 : « آنان كه به نماز مداومت مىورزند . »