الى البيتين « 1 » ؛ از اسد ، مسلمان و از سگان و بدرگان ، كافران ترسا و يهود مراد داشته .
منادى كردن سيد ملك . . .
اين حكايت مناسب آن آورده كه اهل استدلال در اقامت دليل و حجت ، محنتها كشند و اوقات صرف كنند و از مقصد اصلى بازمانند . مثل دلقك كه از حماقت براى درخواست عذر بيهوده چند است در راه ؟ و به سوى سمرقند نرفت .
قوله :
اين مُعاين هست ضدّ آن خبر * [ كه به شَر بسرشته آمد اين بشر ]
مقولهء وزير است كه آنچه از سيماى دلقك معاينه مىشود ، چندان قول است كه او مىگويد و از آن خبر مىدهد ؛ يعنى ، نه براى اين تاخته آمده كه به سمرقند نمىتواند ؟ بلكه مكر و كيد ديگر در باطن او مضمر است ؛ زيرا كه هيچ بشرى شر نباشد . و از اين است كه بشر را بشر گويند .
قوله :
تر و خشك و پُر و تى باشد دهل * [ بانگِ او آگه كند ما را ز كُل ]
اى ، براى آواز خالى از دراكه اگر پوست آن قايم و ثابت بود ، در نواختن آواز دهد و تا ننوازى از صدا خالى باشد .
قوله :
در روش « يَمْشِي مُكِبًّا » خود چرا * [ چون همىشايد شدن در استوا ]
قال اللّه تعالى :
« أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . »
« 2 »
قوله :
[ مشورت كن با گروهِ صالحان ] * بر پيمبر امر « شاوِرْهُمْ » بدان
قال اللّه تعالى :
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ . »
« 3 »
قوله :
« أَمْرُهُمْ شُورى » براى اين بوَد * [ كز تشاور سهو و كژ كمتر رود ]
قال اللّه تعالى :
« وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا
هامش
( 1 ) مقصود بيت زير است :قصدشان آن كآن مسلمان غم خورد * شب بَرو در بىنوايى بگذرد( 2 ) الملك ( 67 ) آيهء 22 : « آيا آنكس كه نگونسار بر روى افتاده راه مىرود ، هدايتيافتهتر است يا آنكه بر پاى ايستاده و بر راه راست مىرود ؟ »
( 3 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 159 : « و در كارها با ايشان مشورت كن . »