رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ . »
« 1 »
قوله :
[ اين خردها چون مصابيح انورست ] * نيست مصباح از يكى روشنترست
مقولهء دلقك [ است ] . شاه را مىگويد كه ، تو را بر تعجيل سزا دادن اگر يك حجّت باشد و از تأنّى كردن تو در اين كار نيست ، حجّت است .
قوله :
گفت « سيروا » مىطلب اندر جهان * [ بخت و روزى را همىكن امتحان ]
قال اللّه تعالى :
« سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ . »
« 2 »
قوله :
[ در مِرىاش آنكه حُلْو و حامض است ] * حجّتِ ايشان برِ حقّ داحض است
قال اللّه تعالى :
« وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ »
« 3 » .
[ حكايت تعلّق موش با چغز ] . . .
قوله :
ماهىِ بريان ز آسيبِ خَضِر * [ زنده شد در بحر گشت او مستقر ]
قال اللّه تعالى :
« فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً . »
« 4 » چون موسى و يوشع به طلب خضر روان شدند ، يوشع چند نان و ماهى بريان به نزد خود برداشت . پس آن هنگام كه رسيدند به مجمعى كه ميان دو درياست ، بر صخرهاى كه بر كنار چشمه بود بنشستند . موسى به خواب رفت و يوشع وضو مىكرد ، قطره بر آن گرده
هامش
( 1 ) الشّورى ( 42 ) آيهء 38 : « و آنان كه دعوت پروردگارشان را پاسخ مىگويند و نماز مىگزارند و كارشان بر پايهء مشورت با يكديگر است و از آنچه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند . »
( 2 ) الرّوم ( 30 ) آيهء 42 : « بگو : در زمين بگرديد و بنگريد كه عاقبت پيشينيان كه بيشترينشان از مشركان بودند چگونه بوده است . »
( 3 ) الشّورى ( 42 ) آيهء 16 : « و كسانى كه دربارهء خدا جدال مىكنند ، پس از آنكه دعوت او را اجابت كردهاند نزد پروردگارشان حجّتشان ناچيز است . بر آنهاست خشم خدا و بر آنهاست عذابى سخت . »
( 4 ) الكهف ( 18 ) آيهء 61 : « چون آن دو به آنجا كه دو دريا به هم رسيده بودند رسيدند ، ماهيشان را فراموش كردند و ماهى راه دريا گرفت و در آب شد . »