تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
قوله :
كلّ ليل فى القرى وفد جديد * ما لهم ثمّ سوى اللّه مجيد
هر روز در مواضع گروه جديد است ؛ نيست مر ايشان را سواى خداى مجيد . قوله :
[ آن دو گفتندش ز قسمت درگذر ] * گوش كن قَسّامُ فِى النّار از خبر
يعنى ، رسول خدا فرمود كه : « القسام فى النّار « 1 » » . بس نام قسمت مگر [ . . ؟ ] . مؤمن در جواب گفت كه معنى نه آن است كه شما فهم كرده‌ايد ، بلكه آن است كه عبادت را دو حصه نبايد كرد كه براى حصول مطالب و مآرب دنيوى ، بندگى حقّ بجا آرى و مخلوق را با خالق شريك گردانى و به حكم :
« [ إِنَّهُ ] مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ »
« 2 » ، طعمهء آتش دوزخ شوى . يا مراد از قسّام ، كفّار عرب باشند كه حاصل مزارع و انعام خود را در ميان حقّ و اصنام قسمت مىكردند . كما قال - عزّ سبحانه :
« وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ . »
« 3 » قوله :
[ مُلكِ حقّ و جمله قسمِ اوستى ] * قسمْ ديگر را دهى دوگوستى
به حكم : « العبد و ما فى يده ملك المولى « 4 » . » هركه هست و هرچه هست ، در ملك اوست . اگر ديگرى را از ملك او قسمت دهى ، مشرك و قابل [ . . . ؟ ] باشى . قوله :
اين اسد غالب شدى هم بر سگان * [ گر نبودى نوبتِ آن بدرَگان ]
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 206 . « قسمت‌كننده در آتش است . » ( 2 ) المائدة ( 5 ) آيهء 72 : « زيرا هركس كه براى خداوند شريكى قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام كند ، و جايگاه او آتش است . » ( 3 ) الأنعام ( 6 ) آيهء 136 : « براى خدا از كشته‌ها چارپايانى كه آفريده است نصيبى معيّن كردند و به خيال خود گفتند كه اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست . پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمىرسيد ، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مىرسيد . به گونه‌اى بد داورى مىكردند » . ( 4 ) « بنده و آنچه در دستش است ، ملك و دارايى سرور و مولاست . »