تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
قاضى بيان آن مىكند كه ، اين‌چنين حيرت مذموم عقل محمود پندارد [ و ] در اين حيرت انبيا را با خود شريك گرداند . گويد كه ، در معرفت الهى سزا و ناسزا برابر است و قوى عرض احتياج مىكند پيش ضعيف و دعا خواستن پيغمبر خداى را بر اثبات اين دعا حجّت كند . قوله :
اين ترا باور نيايد مصطفى * [ چون ز مسكينان همىجويد دعا ]
مقولهء عقل است و در خطاب جسم مىگويد : اگر قوى به ضعيف و غالب به مغلوب محتاج نباشد ، رسول الهى چرا از مسكينان دعا طلب كند . قوله :
گر بگويى از پىِ تعليم بود * [ عينِ تجهيل ازچه‌رو تفهيم بود ]
عقل به جسم مىگويد كه ، اگر صحبت مرا بر تلميذى بگويى كه طلب دعا نه از احتياج بود ، بلكه براى تعليم امّت بود ، زيرا كه دعا خواستن مشعر بر جهل غير است و افاده آن مىكند كه آن حضرت از علوّ مرتبهء مسكينان واقف بود و ديگران از اين معنى جاهل بودند ، پس حمل بر تعليم غير متبادر و خلاف ظاهر و غيره تكليف است ؛ بلكه مسكينان را رسول خدا - ص - مانند خرابه ، محلّ گنج معرفت مىداشت و دعا مىخواست اهل بيت [ را ] . مناظرهء عقل كه حيرت انبيا را مثل حيرت خود فراگرفته ، برهان فاسد مىگذارند تا صوفى را مثل فلاسفه در ورطهء هلاك اندازد . و لهذا قاضى ديندار ، به جهل عقل فضول حكم كرده و از متابعت آن صوفى را امتناع فرموده كه در وادى چون و چرا قدم نزند و برد و مات‌گير را موافق مزاج عاشقان دريابد ؛ زيرا كه عاشق بحر را به بحر زند . قوله :
بدگمانى نعلِ معكوسِ ويَست * [ گرچه هر جزويش جاسوسِ ويَست ]
مقولهء قاضى است كه ديگر بار تشنيع مىكند عقل را و مىگويد كه ، بدگمانى او در حقّ انبيا نعل معكوس است نابى [ ؟ ] گم كند و راه منزل نبرد هرچند بر جزو آن عقل جاسوس اوست . يعنى فكرها و انديشه‌هاى خود را كه به منزلهء جواسيس‌اند ، براى تفتيش راه يقين مىكند و راه نمىيابد . در اين صورت ضمير وى در هر دو مصرع ، راجع به جانب عقل خواهد بود . و اگر راجع حقّ گردانيده شود ، افاده به همين معنى خواهد كرد .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 752 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى