خالى از ركاكت نباشد ، جائز است . پس ذكر مخنّث و لوطى بر سبيل مثل ، ركيك نباشد .
كما قال اللّه تعالى :
« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها »
« 1 » الى آخر الآية .
آوردهاند كه يهود ذكر مگس و عنكبوت شنوده ، استهزا مىكردند . سخنان [ به ] سخن خدا چه ماند لايق ! حقّتعالى اين آيت فرستاد كه : خداى تعالى از ضرب المثل شرم ندارد و اگرچه به مثل بر پشهء خرد بود ؛ پس بدتر از آن باشد ، چون ذباب و عنكبوت .
[ در بيان آنكه نقض عهد و توبه ] . . .
قوله :
نقض توبه و عهدِ آن اصحابِ سَبْت * [ موجب مسخ آمد و اهلاك و مَقت ]
روز سبت روز وعظ داود بود . چون داود - عليه السلام - وعظ گفتى ، وحوش و طيور حاضر شدندى و بر الحان وى جان نثار كردندى . سنگدلان قوم او آن روز دامها مىگشادند و جانوران را صيد مىكردند . داود - عليه السّلام - از شكار يوم السّبت آن قوم را منع فرمود . قوم توبه كردند و عهد بستند كه در آن روز شكار نكنند . بعد آن حيله برانگيختند كه روز جمعه دام مىانداختند تا در روز سبت جانوران گرفتار شدند و روز يكشنبه رفته ، شكار مىكردند . حقّتعالى آن قوم را به سبب نقض عهد به شكل بوزينه مسخ كرد :
« وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ »
« 2 » خبر از اين قصه مىدهد . و همچنين قوم عيسى [ ع ] با عيسى [ ع ] عهد كردند كه كفران نعمت نكنند . حقّتعالى مايده بر ايشان فرستاد . چون مايده نازل شد ، عهد شكستند و زلّها برمىداشتند تا مسخ شدند به صورت خنازير .
[ جواب گفتن روبَهْ خر را ] . . .
قوله :
ذكر كوكب را چنين تأويل گفت * [ آنكسىكه گوهرِ تأويل سُفت ]
چون انبيا معصوم و محفوظاند ، قول ابراهيم - ع - را كه گفت :
« هذا رَبِّي »
« 3 »
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 26 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 2 ) المائدة ( 5 ) آيهء 60 : « و بعضى را بوزينه و خوك گردانيده است . »
( 3 ) الأنعام ( 6 ) آيات 76 - 78 : « چون شب او را فروگرفت ، ستارهاى ديد . گفت : اين است پروردگار من . چون فروشد ، گفت :
فروشوندگان را دوست ندارم . آنگاه ماه را ديد كه طلوع مىكند . گفت : اين است پروردگار من . چون فروشد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود . و چون خورشيد را ديد كه طلوع مىكند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگتر است . و چون فروشد ، گفت : اى قوم من ، از آنچه شريك خدايش مىدانيد بيزارم . »