تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ . »
« 1 » چهار ملك ديگر روز قيامت در حمل عرش افزوده شده ؛ يكى به شكل آدمى و يكى به شكل گاو يكى به شكل بز و يكى به شكل شيّاد و هريكى شفيع شبيه خود باشد .

[ فرستادن ميكائيل را - عليه السّلام - به قبض ] . . .

قوله :
گفته‌اى اندر نُبى كان امّتان * [ كه بر ايشان آمد آن قهر گران ] « 2 »
قال اللّه تعالى :
« فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ . »
« 3 »

[ فرستادن اسرافيل را - عليه السّلام - به خاك ] . . .

قوله :
من ازين تقليد « 4 » بويى مىبرم * [ بدگمانى مىدود اندر سرم ]
يعنى ، از اين كار كه تو را فرموده‌اند ؛ زيرا كه تقليد در لغت ، رجوع امرى است به كسى . قوله :
[ امر كردى در گرفتن سوى گوش ] * نَهْى كردى از قساوت سوى هوش
[ يعنى ] كه سخت دل مباشيد .

[ فرستادن عزراييل ملك العزم ] . . .

قوله :
اين « 5 » ضعيفِ زالِ ظالم را بياب * [ مشت خاكى هين بياور با شتاب ]
هامش
( 1 ) الحاقّة ( 69 ) آيهء 17 : « و در آن روز هشت تن از آنها عرش پروردگارت را بر فراز سرشان حمل مىكنند . » ( 2 ) مطمئنا و يقينا تنها اين بيت ياد شده اشارت به اين آيهء مورد نظر ندارد و شارح با در نظر گرفتن مجموع چند بيت آينده ، اشارت قرآنى را مدّ نظر قرار داده است كه براى مفهوم آيهء شريفه ، آن ابيات آورده شد :چون تضرّع مىنكردند آن نَفَس * تا بلا زيشان بگشتى باز پس ليك دلهاشان چو قاسى گشته بود * آن گُنه‌ْهاشان عبادت مىنمود تا نداند خويش را مجرم عنيد * آب از چشمش كجا داند دويد( 3 ) الأنعام ( 6 ) آيهء پ 43 : « پس چرا هنگامى كه عذاب ما به آنها رسيد زارى نكردند ؟ زيرا دلهايشان را قساوت فراگرفته و شيطان اعمالشان را در نظرشان آراسته بود . » ( 4 ) در نسخهء ق : تقليب . ( 5 ) همان : آن .