حديث آمده : « النكاح فرح شهر و غم دهر و لزوم مهر و رق ظهر « 1 » . »
قوله :
گفت آوخ « 2 » بعد هستى ، نيستى * [ . . . ]
اى ، بعد ارتفاع ، احتياج .
قوله :
[ . . . ] * گفت جرمت آنكه « 3 » افزون زيستى
اى ، دل به حيات مستعار بستى و بدان انس گرفتى .
در تفسير [ اسفل سافلين ] الّا الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات . . .
قوله :
امّة الكفران « أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ » * [ امّة الايمان « أَصْلَحَ بالَهُمْ » ]
. . . الخ ؛ قال اللّه تعالى :
« الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ . »
« 4 »
قوله :
[ كه « أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ » اى كافران ] * جَستن كامست از هر كامران
جستن را ( به فتح جيم و به ضمّ ) آن مىتوان خواند « 5 » ؛ معنى در هر دو صورت ظاهر است .
قوله :
[ نيست دستورى گشاد اين راز را ] * ورنه بغدادى كنم ابخاز را
هامش
( 1 ) « همسر گرفتن شادى يكماهه است و اندوه جاودانه و به گردن گرفتن مهريه و قبول بردگى . »
( 2 ) در نسخهء ق : آوه .
( 3 ) همان : اينكه .
( 4 ) محمّد ( 47 ) آيات 1 - 2 : « خدا كسانى را كه كافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند باطل ساخته است .
خدا گناه كسانى را كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند و بدانچه بر محمّد نازل شده - كه آن حقّ است و از جانب پروردگارشان - ايمان آوردهاند ، از آنها زدود و كارهايشان را به صلاح آورد . »
( 5 ) امروزه به آن ايهام دوگانه خوانى مىگويند ؛ نظير اين حسن مطلع حافظ شيراز - رحمه ا . . . :مژدهء وصل تو كو كز سرِ جان برخيزم * طاير قدسم و از دامِ جهان برخيزمكه دام جهان را به سكون هم مىتوان خواند : دام جهان ؛ از سويى دام ديگر اضافهء تشبيهى نيست ، بلكه استعاره است .