تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 696

مساهمون:

ص٦٩٦
حاذق ، امام جعفر صادق [ ع ] . چون در آن محفل بار يافت ، خود را شناخت و گفت : لو لا السنتان لهلك النعمان . گويند دو سال در خدمت حضرت بوده و بعضى بيشتر هم گفته‌اند . هم در آن حال گفت :
صرفت العمر فى لهو و لعب * فآها ثمّ آها ثمّ آها « 1 »
قوله :
گر ز تو راضيست دل ، من راضيم * [ ور ز تو مُعْرِض بوَد اعراضيَم ]
صاحب‌دلى گفت : « لى قلب عصليت عصيات اليه « 2 » . »

در بيان آنكه كشتن خليل [ - عليه السلام - ] خروس را . . .

چون ذكر بط حرص و طاوس جاه و زاغ منيّت به انجام رسيد ، شروع كردند [ به ] ذكر خروس شهوت . قوله :
سوى اضلال ازل پيغام كرد * [ كه برآر از قعر بحرِ فتنه گَرد ]
يعنى ، از خمر و چنگ اتلس چه نيم شاد شد ؛ اما اكتفا بدان نكرد و طرف افلاك دائمى را درخواست نمود كه الهى ، بحر فتنه را بر من خشك گردان و در تحت فرمان من كن . چنانچه اهلاك رود نيل را بر موسى - ع - خشك گردانيدى و فرمان‌بردارى او كردى تا هر فتنه كه خواهم برانگيزم و اولاد آدم را هلاك كنم .

[ تفسير « خَلَقْنَا الْإِنْسانَ »

] . . . قوله :
آدمِ حُسن و ملك ساجد شده * [ . . . ]
اى ، زن صاحب حسن را . قوله :
[ . . . ] * همچو آدم باز معزول آمده
همان صاحب حسن از حسن عزل گرديده ؛ مانند آدم كه از بهشت معزول شد كه در
هامش
( 1 ) « عمر را در لهو و لعب گذراندم ؛ پس واى و واى و واى . » ( 2 ) عبارت كاملا آشفته و نابسامان است .