تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
تُفْلِحُونَ . »
« 1 » قوله :
پس « كُلُوا » از بهرِ دام شهوتست * [ بعد از آن « لا تُسْرِفُوا » آن عفّتست ]
عزّ من قال :
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا . »
« 2 »

[ در بيان آنكه ثواب عمل عاشق ] . . .

قوله :
خود همو بود آخرين و اوّلين * [ شرك جز از ديدهء احْول مبين ]
تلويح است با آنكه ، آنچه منتفى شد وجود حقيقى نداشته ، بلكه وجودش اعتبارى بود نزد عقل . قوله :
اى عجب حُسنى بوَد جز عكس آن * [ نيست تن را جنبشى از غيرِ جان ]
گويا خطاب با احول است كه عجب دارم از ديد تو ؛ حسن يكى و صاحب حسن يكى ! پرتو آن حسن مطلق ، حسن ديگر غير پرتو آن حسن وجود دارد .
الا كلّ شيئى ما خلا اللّه باطل * كلّ نعيم لا محالة زائل « 3 »
غير اللّه و لا غير . قوله :
[ چون نديد او مارِ موسى را ثبات ] * در حبال السّحْر « 4 » پندارد حيات
اى ، ريسمانهاى جادو را مارها داند . پس حيّات جمع حيّة باشد كه براى ضرورت شعرى ، مخفّف ديده مىشود .

[ در تفسير قول رسول - عليه السّلام - ما مات ] . . .

قوله :
از حريصى كم دران روىِ قُنوع * [ وز تكبّر كم دران چهرهء خشوع ]
اى ، چهرهء قناعت را به ناخن حرص مخراش . و در ابيات آينده نيز لفظ در به معنى
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 200 : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، شكيبا باشيد و ديگران را به شكيبايى فراخوانيد و در جنگها پايدارى كنيد و از خدا بترسيد ، باشد كه رستگار شويد . » ( 2 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 31 : « و نيز بخوريد و بياشاميد ولى اسراف مكنيد . » ( 3 ) اين بيت از لبيد بن ربيعة بن عامر بن صعصعه ، شاعر معروف دورهء جاهلى عرب است . نك : المجانى الحديثة ؛ ج 1 ، ص 101 . ( 4 ) در نسخهء ق : حبال سحر .