است بر وجود آتش . « 1 »
[ در بيان قول رسول - عليه السّلام - لا رهبانية فى الاسلام ]
قوله :
برمكَن پَر را و دل بركَن ازو * [ زانكه شرطِ اين جهاد آمد عدو ]
ربط اين بيت بما قبل ، سخت تأمّل طلب است . بر قلب اين درويش چنين ريختند كه از تخييلات درگذشتن و به قرب جان رسيدن ، موقوف نيست بر خرابى بدن و مناجات و قطع شهوات . اگر رجوليت نبود ، ترك زنا را چه ثواب بود ؟ اگر دشمن دين نباشد ، جهاد چگونه صورت بندد ؟ لهذا سرور انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : « لا رهبانية فى الاسلام . « 2 » » و جمع را كه پروبال توالد و تناسل بركنند و در بوادى و شواهق بسر برند ، نسبت داد به راهبان دين عيسى [ ع ] و در دين متين محمّدى [ ص ] مناكح و مآكل و مشارب مندوب است ؛ اما بايد كه دل بر مال و فرزند بسته نشود . « 3 »
قوله :
« أَنْفِقُوا » گفتست پس كسبى بكن * [ زآنكه نبْوَد خرج بىدخل كهن ]
قال - عز و جلّ :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ . »
« 4 »
قوله :
همچنان چون شاه فرمود « اصْبِرُوا » * [ رغبتى بايد كز آن تابى تو رو ]
قال اللّه تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ
هامش
( 1 ) شارح چند بيت پيشين را نيز پيوست شرح اين بيت كرده كه آورده شد :گر دخان او را دليل آتشست * بىدخان ما را در آن آتش خوشست
خاصه اين آتش كه از قرب و لا * از دخان نزديكتر آمد به ما( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 189 . « ترك دنيا در اسلام [ روا ] نيست . »
( 3 ) شارح همراه اين بيت كه ربطى مستقيم با چند بيت آينده دارد ، آنها را نيز گزارش كرده كه آورده شد :چون عدو نبْوَد ، جهاد آمد محال * شهوتت نبْوَد ، نباشد امتثال
صبر نبْوَد چون نباشد ميلِ تو * خصم چون نبْوَد ، چه حاجت حَبْل تو
هين مكُن خود را خصى رهبان مشو * زآنكه عفّت هست شهوت را گرو( 4 ) البقرة ( 2 ) آيهء 254 : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، پيش از آنكه آن روز فرارسد ، كه نه در آن خريدوفروشى باشد و نه دوستى و شفاعتى ، از آنچه به شما روزى دادهايم انفاق كنيد . »