تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
قوله :
چشم نيكو شد دواى چشم بد * [ . . . ]
[ چشم ] نيكو ، چشمى است كه آب را ببيند نه دولاب را . قوله :
[ . . . ] * چشم بد را لا كند زير لگد
چنانچه محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آسيب چشم كفره را پايمال كرد . قوله :
[ از الوهيت زند در جاه لاف ] * طامعِ شركت كجا باشد معاف
قال اللّه تعالى :
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ . »
« 1 » قوله :
[ حرصِ حلق و فَرْج هم خود بدرگيست ] * ليك مَنْصِب نيست آن اشكستگيست
اى ، بدرگى لقمه و شهوت در جنب حكم جاه ، در حكم نامرادى و شكستگى است . قوله :
[ چونكه گشتى هيچ از سندان مترس ] * هر صباح از فقرِ مطلق گير درس
فقر مطلق ، آن است كه سبب نبيند و مسبّب را برگزيند .

[ قصّهء آن حكيم كه ديد ] . . .

قوله :
چون ز مرده زنده بيرون مىكشد * [ هركه مرده گشت او دارد رَشَد ]
حاصل اين دو بيت « 2 » آن است كه ، هركس پيش فرمان حقّ مرد و خود را به او سپرد ، حيات جاويد يافت . و هركه خود را زنده پنداشت و ترك نياز كرده راه ناز پيش گرفت ، هلاك گرديد ؛ زيرا كه :
« يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ »
« 3 » صفت حقّ است .
هامش
( 1 ) النساء ( 4 ) آيات 48 ، 116 : « هرآينه خدا گناه كسانى را كه به او شرك آورند نمىآمرزد ؛ و گناهان ديگر را براى هركه بخواهد مىآمرزد . » ( 2 ) مقصود اين بيت و بيت آينده است :چون ز زنده مرده بيرون مىكند * نفس زنده سوى مرگى مىتند( 3 ) الرّوم ( 30 ) آيهء 19 : « زنده را از مرده بيرون آرد و مرده را از زنده . »