قوله :
احمدِ چون كوه لغزيد از نظر * [ در ميان راه بىگِل بىمطر ]
اى ، از نظر خودپسندان كه كفّار باشند .
قوله :
معنى چشم بد آخر بازدان * [ « وَ إِنْ يَكادُ » از چشم بد نيكو بخوان ] « 1 »
يعنى ، هركه خودپسند است - چه كافر و چه غير كافر - هرگاه نگاه او به غير ضرر رساند او را نظر او چرا ضايع نگرداند ! نگاه چشم او نزديكتر است از غير .
قوله :
ليك آمد عصمتى دامنكشان * [ وين كه لغزيدى بُد از بهرِ نشان ]
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . »
« 2 »
قوله :
[ عبرتى گير اندر آن كُهْ كن نگاه ] * برگِ خود عرضه مكن اى كم ز كاه
منع مىفرمايد از خودنمايى كه اگر خود شوى ، نظر در تفسير :
« [ وَ ] إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا . »
« 3 » مضرّت رساند .
[ تفسير « وَ إِنْ يَكادُ »
] . . .
قوله :
آب پنهانست و دولاب آشكار * [ ليك در گردش بوَد آب اصل كار ]
ربط اين بيت بما قبل در غايت دشوارى است و به معنى بيت رسيدن نيز اشكال تمام دارد . بعون اللّه تعالى و به نهجى تقرير كرده شود كه ربط و معنى هر دو از خفا برآيد .
تقدير الهى به منزلهء آب است و چشم به جاى دولاب ، آب را برون مىكشد . چشم بد بر - گزيدى را كه مقدور گشته به ظهور مىآرد . گويا معترض مىگويد كه ، سيرآب و گردش افلاك را چشم بد چگونه تواند گردانيد ؟ دفع اعتراض مىكند كه ، گردانندهء آن اگرچه تقدير است ، اما به حسب عرف و عادت كارها را به سبب نسبت داده مىشود كه سبب آشكار و عيان است و تقديرات مختفى و نهان .
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .
( 2 ) المائدة ( 5 ) آيهء 67 : « خدا تو را از مردم حفظ مىكند . »
( 3 ) پيش از اين ، از آن ياد شد .