تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩

[ مناجات ] . . .

قوله :
[ اى خداى بىنظير ايثار كن ] * گوش را چون حلقه دادى از « 1 » سخُن
اى ، سخن را گوشوارهء گوش كردى . قوله :
چند حرفى نقش كردى از رقوم * [ سنگها از عشقِ آن شد همچو موم ]
مراد از چند حرف ، صورت شخصيه است . قوله :
ز آن حروفت شد خرد باريك ريس * [ نسخ مىكن اى اديبِ خوش‌نويس ]
اى ، دقّت نظر يافت . قوله :
[ در خورِ هر فكر بسته بر عدم ] * دم بدم نقش خيالى خوش رقم
از كلمهء عدم كه اينجا آمده و پيشتر نيز مىآيد ، عالم غيب مراد است . قوله :
[ عقل را خطخوانِ آن اشكال كرد ] * تا رهد « 2 » تدبيرها را ز آن نَورَد
اى ، تدبيرات را از شكلهاى خيالى هيچ ديد ؛ كنايت از آن است كه مناسب شكل هر مطلب ، صورت هر مقصد تدبير به كار برد . و در بعضى نسخ به جاى [ رهد ] دهد ديده شد ؛ در اين صورت معنى ظاهر است .

در تمثيل روشهاى مختلف . . .

قوله :
هكذا يبلوهم بالسّاهرة * [ فتنة ذاتُ افتضاح قاهره ]
مىآزمايم ايشان را به زمين ساهره كه زمين حشر است از فتنهء غالب خداوند رسوايى . كما قال اللّه تعالى :
« فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ »
. « 3 » جز اين نيست كه آن يك فرياد است ؛ به يك دميدن صور به زمين محشر آيند . و نيز جاى ديگر فرمود :
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : زين . ( 2 ) همان : دهد . ( 3 ) النّازعات ( 79 ) آيات 13 - 14 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .