تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
قوله :
كيسه‌هاى زر بدزديد از كسى * [ مىرود هر سو كه هين كو مفلسى ]
امواج آب را به همان زر تشبيه كرده و از كس ، حق‌ّتعالى خواسته . نظامى گنجوى گويد در مناجات : . . . / اى كس ما ، بىكسى ما ببين « 1 » .

[ استعانت آب از حقّ - جلّ جلاله - ] . . .

قوله :
ابر را گويد ببَر جاى خوشش * [ هم تو خورشيدا به بالا بركشش ]
اين بيت با ابيات آينده ، شرح تصاعد بخارات است . قوله :
چون شود تيره ز غدْرِ اهلِ فرش * [ . . . ]
جان اوليا غدر و مكر خلق را ديده ، متوجه جناب احديت گرديده . قوله :
[ . . . ] * بازگردد سوى پاكىبخشِ عرش
جان اوليا را كامياب به اين نشاء بازگرداند . قوله :
[ ز اخْتلاطِ خلق يابد اعتلال ] * آن سفر جويد كه ارِحْنا يا بلال
حضرت محمد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از اختلاط امّت چون كوفته خاطر شدى ، بلال را فرمودى : « ارحنا يا بلال » به استماع صوت بلال ، جان پاك محمّدى را به غيب هويّت سير دست مىداد ؛ هكذا حال اولياست ببركته . قوله :
از تيمّم وارهاند جمله را * [ وز تحرّى طالبانِ قبله را ]
اى ، جان اوليا كه به منزلهء آب است ، چون از غيب به شهادت رجوع كنند و مشغول شوند به ارشاد ، طالبان را از قيود جسمانى خلاصى بخشند . چنانچه مشهور است كه : « آب آمد تيمّم برخاست » همچنين ظنّ طالبان را به يقين بدل كند ؛ زيرا كه قبله ، مقصود و مشهود گردد .
هامش
( 1 ) نك : مخزن الأسرار نظامى ، تصحيح وحيد دستگردى ، بيت 11 ، با پيش مصرع : قافله شد ، واپسى ما ببين .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 674 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى