تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
مىشويد . قوله :
سَبقْ برده رحمتش « 1 » آن غدر را * [ داده نورى كه نباشد بدر را ]
اى ، تعرّض را كه غدر است .

[ پاك كردن آب همه پليديها را ] . . .

قوله :
[ حقّ ببردش باز در بحر صواب ] * تا بشستش از كرم آن آبِ آب
اجزاى مائى منجذب شود به بحر و بحر نجاست آن را محو گرداند . قوله :
[ هين بياييد اى پليدان سوى من ] * كه گرفت از خوى يزدان خوى من
خوى يزدان محو ذنوب و خوى آب محو نجاست ، و اطلاق بر حضرت خالق از قبيل عادت آينه و سنّت اللّه است ، سوى اصل پاكيها دوم اصل پاكيها آب دريا و اصل آن اصل ، رحمت حق‌ّتعالى [ بود ] « 2 » . قوله :
كار او اينست و كار من همين * [ عالم‌آرايست ربَّ الْعالمين ]
مقولهء آب است ؛ مىگويد : كار من حمل نجاست است به سوى دريا و كار دريا دفع نجاست . قوله :
[ گر نبودى اين پليديهاى ما ] * كى بُدى آن بارنامه آب را
بارنامه ، اسباب تجمّل و سبب تفاخر . اگر نجاست لازم احوال نبودى ، آب به صفت شستن و ازاله نجاست متّصف نگشتى . پس مغفرت را جرم عباد در كار است . كما جاء فى الحديث : « لو لم تذنبوا لجاء [ اللّه ] بقوم تذنبون فيغفر لهم و يدخلهم الجنّة » . « 3 »
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : + و . ( 2 ) شارح چند بيت آينده را نيز - كوتاه - گزارش كرده كه براى تفهيم بيشتر آورده شد :درپذيرم جملهء زشتيت را * چون مَلَك پاكى دهم عفريت را چون شوم آلوده باز آنجا روم * سوىِ اصلِ اصلِ پاكيها روم( 3 ) نك : كشف الأسرار و عدّة الأبرار ؛ ج 8 ، ص 440 . « اگر گناه نكنيد ، خداوند گروهى را مىآورد كه گناه كنند ؛ پس آنها را مىآمرزد [ و به درون بهشت مىبرد ] . » بخش پايانى عبارت در قلّاب ، برگرفته از قرآن مجيد است ؛ محمّد ( 47 ) آيهء 6 .