كنايه از خلوتگزينان آن عصر است كه منكر طريقت شيخ بودند ؛ زيرا كه طريق شيخ ، صحبت بود نه خلوت .
[ تفسير خذ اربعة من الطّير ] . . .
قوله :
[ زانكه هر مرغى ازينها زاغوش ] * هست عقل عاقلان [ را ] ديدهكش
كلاغ را عادت است كه چون بر مردار نشيند ، اول چشم را به منقار بكشد .
[ در سبب ورود اين حديث ] . . .
قوله :
پُر بوَد اجسام هر لشكر ز شاه * [ ز آن زنندى تيغ بر اعداى جاه ]
كنايت از آنكه ، جز مهر سلطان در دل ندارند .
قوله :
[ كه رعيّت دين شه دارند و بس ] * اينچنين فرمود سلطان عَبَس
كه سورهء « عبس » بر او نازل شده ، فرموده : « النّاس على دين ملوكهم . « 1 » »
قوله :
[ نان و آش و شير آن هر هفت بز ] * خورد آن بو قحطِ عوج ابن غُز
بو قحط مىتواند بود كه نام آن عبد البطن باشد . يا مولوى به اعتبار غلبهء جوع او را به اين كنيت خوانده و تشبيه فرموده به عوج بن عنق . و لفظ غز شايد لقب باشد پدر عوج را كه عنق را بعضى غز و غنزه خواندهاند و گفتهاند كه قاف عنق را به جهت ضرورت قافيه ، مولوى به زا بدل كرده .
قوله :
[ معده طبلى خوار همچون طبل كرد ] * قسم هژده آدمى تنها بخورد
بعد از آن حضرت محمد مصطفى - صلوات اللّه عليه - فرموده : « المؤمن يأكل فى معى واحد و الكافر يأكل فى سبعة امعاء « 2 » . » كما قال اللّه تعالى :
« وَراءَ ظَهْرِهِ فَسَوْفَ يَدْعُوا
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 28 . « مردمان به دين پادشاهان خويشند . »
( 2 ) نك : همان ؛ ص 145 . « مؤمن از يك شكم مىخورد و كافر از هفت شكم . »