تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
انتقال كردن سبطى از لسان حقّ به لسان خويش [ بود ] . قوله :
[ كورها يكسان به پيش چشم ما ] * روضه و حفره به چشم اوليا
قال النبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « القبر روضة من رياض الجنان او حفرة من حفرات النّيران « 1 » . » زيرا كه مقبور مغفور باشد و يا مقهور ؛ و اوليا را كشف قبور حاصل است . قوله :
[ يك زمان در چشم ما آييد تا ] * خنده‌ها بينيد اندر « هَلْ أَتى »
در اين سوره بيان نعيم است ؛ پس خنده و سرور باشد .

[ حكايت آن زن پليدكار ] . . .

از اينجا شروع كرد به تقسيم امرودبن كاهلان كه هواى تن و خواهش نفس باشد و آن را هستى اول مىگويند . دوم ، امرودبن چيست ؟ روان كه بعد هستى اول ، به هستى ثانى رسيده و از فنا به مرتبهء بقا فائز گرديده‌اند . قوله :
زين تواضع كه فرود آيى خدا * [ راست بينى بخشد آن چشم ترا ]
يعنى ، از راه اين تواضع كه حضرت محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - دست به دعا برداشت ، اگر از سر امرودبن خود [ فرود ] آيى ، هدايت يا بى . قوله :
آن منى و هستيَت باشد حلال * [ كه درو بينى صفات ذو الْجلال ]
يعنى ، اشقيا حضرت سيد المتّقين ، امام زين العابدين [ ع ] را متكبّر گفتند . حضرت فرمود كه تكبر مرا كبرياى الهى فرمود . بر او آنچه در اين مىبينيد ، كبرياى اوست نه تكبّر [ من ] . چون ذكر درخت موسى - ع - به ميان آمد ، بدين مناسبت انتقال فرمودند به ذكر اين قصّه . حاصل [ آنكه ] درخت هستى ، فائز الهى بيد مانند چوب عصا كه مار شد . و سعى موسى [ ع ] دربارهء فرعونيان به جهت آن بود كه از درخت هستى و خودبينى فرود آيند .
هامش
( 1 ) نك : كشف الاسرار و عدّة الابرار ؛ ج 1 ، ص 654 و ج 5 ، ص 372 . « گور ، باغى از باغهاى بهشت يا گودالى از گودالهاى آتش [ جهنم ] است . »