تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
آنچه بيان كرديم ؛ صور و اشكال غريبه را مىبيند و در پى تعبير آن مىدود . اما حالت خواب خاص ما فوق آن است كه در بيان نگنجد ؛ زيرا كه خاصان حقّ را چه در خواب و چه در بيدارى جز يك حقيقت مشهود نگردد . آنجا اشيا و صور اشيا در تحت حقيقت مشهود است . قوله :
پيل بايد تا چو خسبد او سِتان * [ خواب بيند خطّهء هندوستان ]
از پيل ، عارفان كامل مراد است . قوله :
آن‌چنان‌كه گفت پيغمبر « 1 » ز نور * [ كه نشانش آن بوَد اندر صدور ]
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « اذا دخل النّور القلب ، انشرح . سأل رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - عن علامته ذلك النّور . فقال : التّجافى عن دار الغرور ؛ و الانابة الى دار الخلود ؛ و الاستعداد للموت قبل النزول « 2 » . » تجافى ، به معنى كناره گرفتن است .

[ در بيان آنكه شهزادهء آدمى ] . . .

قوله :
با وجود زال نايد انحلال * [ در شبيكه و در برِ آن پردلال ]
اى ، مادام كه فريفتهء زال دنيا باشى ، گشاد كار به تو رو نيارد كه در بر دنيا بودن ، در دام فرسودن است . قوله :
صورت پنهان و آن نور جبين * [ كرده چشم انبيا را دوربين ]
عطف نور جبين بر صورت پنهان و آن نور جبين ، انبيا را دوربين كرد . قوله :
دور بيند دوربينِ بىهنر * [ همچنان‌كه دور ديدن خواب در ]
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : پيغامبر . ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 135 . « آنگاه كه نور به درون قلب آيد ، آن را مىگشايد و گسترده مىكند . از رسول خدا - ص - پرسيدند : نشانهء آن نور چيست ؟ فرمودند : دورى از سراى خودستايى و غرور ؛ بازگشتن به سراى جاويد و آماده شدن براى مرگ پيش از فرود آن . »