تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
كلام الهى نيز به اعتبار اختيار از مغيّبات مختلفه و قصص متنوّعه و ظواهر آيات و بواطن مبيّنات به صد زبان موصوف مىتواند بود . با آنكه فرق امم از عرب و عجم در اقطار عالم به صد زبان مختلفه وابسته [ و ] متفاوتند ، در قرائت قرآن يك زبان باشند .

[ تفسير اين آيت كه و ما خلقنا السّماوات ] . . .

قوله :
گر تو گويى كان صفا فضل خداست * [ نيز اين توفيق صيقل ز آن عطاست ]
اين بيت با دو بيت آينده « 1 » در معنى اعتراض است بر قول مولوى كه فرموده : هركس صيقل بيش كند ، صور غيبى را بيش مشاهده نمايد . و حاصل اعتراض در غايت ظهور است ؛ چه حاجت به توضيح . [ قوله ] :
نيست تخصيص خدا كس را به كار * [ مانع طوع و مراد و اختيار ]
اين بيت جواب است ؛ يعنى ، تخصيص عطا و همّت به ذات حقّ تعالى كه بخشنده است ، جز او نيست ؛ منع اختيار بندگان نمىكند ، چنان كه همت بخشند - فىالجمله - اختيار هم بخشند . اگر هيچ اختيار نبخشيدى ، بخشيدن همت بىفايده بودى . و تقرير آنكه ، حق‌تعالى بر بندگان جبر نكرد و هيچ‌كس را آن جناب تخصيص [ نداد تا ] مانع و مبانى طوع و رغبت و مراد و اختيار او باشد . يعنى ، نه آن است كه بعضى را به خير و بعضى را به شرّ مخصوص ساخته ؛ بلكه هر فردى را استعداد قبول به كارى عطا فرمود كه به طوع و مراد و اختيار خود آن استعداد - بالقوّه - به جهد و توكّل تواند رسانيد و به يكى از دو جانب خير و شرّ ميل تواند كرد . قوله :
ليك چون رنجى دهد بدبخت را * [ او گريزاند به كفران رخت را ]
يعنى ، فرق چه ميان شقى و سعيد در وقت نزول بلا پيدا نشود و بدبخت را اگر رنجى پيش آيد ، شرّ او عيان گردد كه از خدا دورى و بيزارى اختيار نمايد و نيكبخت را از رنج ، گنج مقصود به دست آيد ، در خير بيفزايد .
هامش
( 1 ) مقصود دو بيت زير است :قدرِ همّت باشد آن جهد و دعا * « لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » واهبِ همّت خداوندست و بس * همّت شاهى ندارد هيچ خَس