تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١

[ پيدا كردن سليمان - عليه السّلام - ] . . .

قوله :
خيز بلقيسا چو ادهم شاهوار * [ دود ازين مُلكِ دو سه روزه برآر ]
تشبيه به حسب معنى است و تقدّم و تأخّر زمانى به اين معنى كار ندارد .

[ باقى قصّهء ابراهيم ادهم - قدّس اللّه سرّه - ] . . .

قوله :
[ روحهاى مرده جمله پَر زدند ] * مردگان از گور تن سر برزدند
رهايى از قيد جسم را تشبيه كرد به حشر اجساد .

[ در بقيهء قصّهء اهل سبا و نصيحت و ارشاد سليمان - عليه السّلام - ] . . .

قوله :
لاقت الأشباح يوم وصلها * عادت الاولاد صوب اصلها
ملاقات كردند اجساد روز وصل خود را و بازگشتند فرزندان آن سوى اصل خود ؛ أى ، مادر و پدر . قوله :
أمّة العشق الخفىّ فى الامم * مثل جود حوله لوم السّقم
گروه عشق پوشيده است بر گروههاى مردم ؛ مانند سخايى كه گرد او رنج و ملال است . قوله :
ذلّة الارواح من أشباحها * عزّة الاشباح من ارواحها
خوارى جانها از اجساد و ارجمندى جسمها از جانهاست . قوله :
ايّها العشّاق السّقيا لكم * انتم الباقون و البقيا لكم
اى عاشقان ، نوشيدن شراب محبت مر شما راست . شما جاويدماندگانيد و جاويد ماندن مر شما راست . قوله :
ايّها السّالون قوموا و اعشقوا * ذاك ريح يوسف فاستنشقوا