تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
بركات اوليا ، توسّع در حال خلايق است ؛ چنانچه در حديث آمده : « لهم يرزقون و لهم يمطرون « 1 » . » قوله :
لطف تو خواهم كه ميناگر شود * [ اين زمان اين تنگ هيزم زر شود ]
ميناگرى و كيمياگرى يك معنى دارد .

[ سبب هجرت ابراهيم ادهم ] . . .

قوله :
[ نالهء سرنا و تهديد دُهل ] * چيزكى ماند بدان ناقور كلّ
قال اللّه تعالى :
« فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ . »
« 2 » يعنى ، صور اسرافيل . پس حكيمان گفته‌اند اين نسخها مشهور است كه احكام موسيقى را از خلوات كواكب اخذ كرده‌اند . قوله :
[ مؤمنان گويند كآثار بهشت * [ نغز گردانيد هر آوازِ زشت ]
ذكر مؤمنان در مقابل حكما ، دالّ بر كفر آن گروه [ بوَد ] .

[ حكايت آن مرد تشنه ] . . .

قوله :
اى سليمان در ميان زاغ و باز * [ حلم حقّ شوْ با همه مرغان بساز ]
خطاب شيخ ضياء الدين يا هر سالك است .

[ تهديد فرستادن سليمان - عليه السّلام - ] . . .

قوله :
[ هين بيا بلقيس ورنه بد شود ] * لشكرت خصمت شود مرتد شود
دو معنى دارد : يكى آنكه ) اگر بناى لشكر از تو برگردد ؛ دوم آنكه ) اگر به سبب آمدن در پيش ما لشكر با تو دشمن شود ، تو را چه زيان از مرتد شدن لشكر خواهد
هامش
( 1 ) « به آنان روزى مىدهد و باران مىفرستد . » ( 2 ) المدّثر ( 74 ) آيهء 8 : « و آنگاه كه در صور دميده شود . »